تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
گران حركت كرد و از جانبين به هم رسيده حمله كردند و از طرفين خلقى بسيار و سپاه بىشمار كشته و گرفتار گشتند . نظم
ز بس كشته آمد ز هر دو گروه * ز خون خاست دريا و از كشته كوه
در اثناى حرب تيرى بر چشم امير غزغن آمد و نور باصره را باطل گردانيد و اگر چه در اين جنگ پياده و سوار بسيار بر بساط حرب در دست و پاى پيلان جنگى مات شدند اما فرزين بند امرا بگسيخته شاهان به قايم رخ از يكديگر گردانيدند و اين حال در شهور سال مذكور بود . امير غزغن با لشكرى كه عدد نجوم افلاك در عداد آن ناچيز نمود جمعى كه در مهالك و اخطار جان و مال دربازند و به تيغ آبدار و پيكان آتشبار خاك معركه را به باد فنا در ديدهء دشمن اندازند . نظم
همه گردنكشان گردافكن * همه نيزه‌زنان تيغ‌گذار
متوجه شد و غزان سلطان نيز لشكرى جرار و سپاهى بىشمار از ممالك ماوراء النهر فراهم آورد . نظم
سپاهى بحر موج سيل رفتار * سپاهى ابر سير كوه ديدار
از طرفين در جنبش آمده ميمنه و ميسره به رسم و آيين زيب و تزيين دادند . و چون دو كوه فولاد بر يكديگر حمله كردند و چون دو درياى مواج در افواج هم افتادند . هواى آوردگاه از گرد سپاه در لباس سياه شد و زمين معركه از خون دليران لعل فام گشت و عقاب اجل در فضاى معركه پرواز آغاز نهاد و شاهين بلا به چنگل قهر ارواح مبارزان