تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
تير محنتى به ايشان نرسيد و دولتشاه كه مقدم امراى اوغانى بود ، با هفت امير ديگر عرضهء تيغ فنا شدند و على ملك و على الاغ را مقيد به كرمان فرستاد و چون همشيرهء على ملك در كنف اهتمام جناب مبارزى بود و يكى از مقربان متعهد على الاغ شد ، هر دو رخصت مراجعت يافتند . طغطاى بر طريق وسوسه راه اضلال امراى جرمايى پيش گرفت و به تحرمز « 1 » و شيطنت جادهء گمراهى به ايشان نمود . تمام لشكر مغول از اوغانى و جرمايى با امير محمد مظفر ياغى شدند . شمس الدين ، در اين وقت در كرمان ، خواست كه فرار جويد گرفتار شد . طغطاى به اتفاق شيخ على الاغ و على ملك و شهاب الدين طريق خلاف سپرده به قلعهء سليمان كه از رصانت مبانى به ساختهء عفاريت شهرت يافته پناه بردند . امير مبارز الدين محمد آگاه شده شرف الدين شاه مظفر را فرمود كه با لشكرى كه به آب تيغ جهانسوز آتش در قعر دريا اندازند و از غمام حسام روى زمين را درياى خون سازند به پاى قلعه نزول نمود و مخالفان در حوالى قلعه ، دره تنگى را مأمن ساخته جناب مبارزى عساكر منصور را به قلع و قمع مخالفان مأمور گردانيد . غريو كوس صخرهء صما را صداى شوكت در گوش انداخت و آواز « 2 » كره‌ناى كوه سنگين را دل از جاى برداشت . به يك حمله آن همه كوه « 3 » كه سر بر كمر جوزا مىزد از تصرف دشمنان بازگرفت و تنگنائى كه نسيم در مضايق آن افتان و خيزان مىرفت در قبضهء تسخير آورده نفايس اموال به دست لشكريان افتاد و بقية السيف خود را به قلعهء سليمانى انداخت و در آن ذروهء كيوان‌ساى قواعد وثوق مستحكم ساخت . شجعان چون برق رخشان بر آن كوه رفته شاه شير دل شرف الدين مظفر چون پايهء قدر خويش
هامش
( 1 ) . به معناى حرامزادگى ( 2 ) . س : آوازه ( 3 ) . س : آن كوه