تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
كرده ايشان را در مرداب فرود آورد و نزل و علوفهء بسيار فرستاد و رعايت بىشمار كرد و جهت ملك اشرف هديه‌هاى پادشاهانه مصحوب ايشان روان ساخت و گفت ما را چه قدر آن باشد كه ملك خود را به ما مشغول گرداند و از ما دختر خواهد . ملك اشرف به سبب جواب ناصواب خواست كه به ايشان مشغول شود . اما چون زمستان آخر شده و مجال جدال نمانده از قراباغ كوچ كرده به تبريز آمد و آن تابستان به عيش گذرانيد .

بقاياى احوال اين سال

امير شيخ حسن بزرگ در بغداد داد عيش مىداد و امير ارتنا به فرمان او در ممالك روم حاكم آن مرزوبوم و بعضى قلاع روم در تصرف چوپانيه محكوم و امير عثمان « 1 » در حدود برسا ، ارتنا را گردن نمىنهاد و اولاد قرامان ناحيت انكوريه « 2 » با قونيه در تصرف داشتند و ميان اين جماعت پيوسته منازعت بود و شيراز و اصفهان در فرمان امير شيخ ابو اسحق و امير مبارز الدين محمد مظفر حاكم يزد و كرمان و طغاتيمور خان در خراسان نام سلطنت يافته به حدود مازندران مقيم بود و امير وجيه الدين مسعود سربدار در حدود رستمدار كشته شد و بعضى گويند قتل او در سال ماضى بود « 3 » و جمعى بر آنند كه در جنگ‌گاه « 4 » ناپديد شد و در ميان كشتگان جستند و نيافتند . نظم
معلوم كس نشد كه بر آن مير پهلوان * گيتى چه كرد و چون به سرآمد بر او جهان
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء ف : اين امير عثمان جد سلاطين روم است كه به آل عثمان شهرت دارند و ابتداى پادشاهى سلاطين روم ازين سال است و از امروز ابتداى تاريخ جلوس اين دودمان است . ( 2 ) . ناحيه آنكاراى امروز ( 3 ) . حاشيه نسخهء ف : در اين سال امير وجيه الدين مسعود سربدار در حدود رستمدار در آنجا محاربه‌اى كه فى ما بين او و حكام مازندران صورت يافت و او از سبزوار به آن صوب لشكر كشيده آنجا به قتل رسيد . ( 4 ) . س : جنگا ،