تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

ذكر جنگ امير مبارز الدين محمد مظفر با اعراب فولادى

بر مقتضاى
الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً
، « 1 » اشرار اعراب فولادى به نواحى هرات « 2 » و مروست و صحراى رودان و رفسنجان تا سرحد خراسان آتش غارت و تاراج برافروختند . مسالك ممالك مسدود شد و طرايق خلايق مفقود گشت . جز نسيم صبا كه بضاعت از عطار چمن داشت كسى به رسم تجارت آمد شد نمىكرد و غير از صبح كه در راه يقين دم صدق و صفا مىزد كسى زر و جوهر به صحرا نمىآورد و چون به حكم « ماله‌دار و عقار » هيچ‌يك را در آن ملك چندان ملك نبود كه بدستى « 3 » بر آن نهند و بر مضمون « ما له فراش و لا رياش » هيچ كدام بر چندان قماش قادرند كه نظر بر آن اندازند رقم تصرف بر بقاع كشيده و داغ اختصاص بر ضياع و رباع نهادند و از بيداد آن ظالمان فرياد مظلومان به آسمان رسيد . امير مبارز الدين محمد ، بعد از فراغ از استخلاص بم ، بر شرار شر آن اشرار اطلاع يافته عزم جزم كرد كه گلبن مملكت از خار تعرض آن طايفهء بىباك پاك گرداند تا غنچهء مراد شكفاند . جماعت اعراب از طلوع كوكبهء نصرت انتساب خبر يافته در باديهء دهشت غريق موج فكرت گشتند . اما چون آن حادثه ثمرهء افعال خويش مىديدند به حكم لا يجنى من الشوك العنب به اضطرار در مقام و مقاتله آمدند و از طرفين صفها برآراستند . نظم
دو لشكر نگويم دو درياى خون * به بسيارى از ريگ صحرا فزون به تدبير خون ريختن تاختند * به هم تيغ و رايت برافراختند
هامش
( 1 ) . سورة التوبة 97 ( 2 ) . منظور هرات يزد است نه هرات تختگاه خراسان قديم . ( 3 ) . به معناى وجب .