تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و اين قطعه تمام در مدح ملك معز الدين حسين است . ملك را چون اين فتح روى نمود ، مظفر و منصور به مستقر دولت معاودت فرمود . خزاين به زر و گوهر مشحون و لشكر از آنچه بود بسيارى افزون بر مصداق
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« 1 » علم بىنيازى برافراخت و رايت پادشاهى تا به عيوق مرتفع ساخت . « 2 »

ذكر وقايع سنهء اربع و اربعين و سبعمائه

از معظم وقايع اين سال ، قتل امير شيخ حسن بن تيمورتاش بن چوپان است [ و صورت واقعه چنان است ] « 3 » كه چون امير شيخ حسن ممالك آذربايجان و اران و موغان مسخر گردانيد ، لشكرى با سليمان خان به روم فرستاد و آن لشكر منهزم بازآمد و امير شيخ حسن فرمود امير يعقوب شاه را به بهانهء تقصيرى كه در روم كرده گرفتند و خاتون شيخ حسن ، عزت ملك ، رومى بود و ميان او و امير يعقوب شاه قضاياى نهانى . خاتون ، به تصور « 4 » وقوف بر آن قضايا ، متوهم شد و به موجب لا راد لقضائه و لا معقب لقدره مصرع
پيمانه و پر شد بگردانندش
دو سه زن كه در تمام آن احوال مجرم محرم بودند متفق ساخته شب سه‌شنبه بيست و هفتم رجب سال مذكور امير را در خفيه به خصيه خبه كردند و خواجه سلمان در اين معنى قطعه‌اى دارد :
هامش
( 1 ) . سورة العلق آيات 6 و 7 ( 2 ) . حاشيه نسخه ف : « محاربه مذكوره در حدود ولايت زاوه به فعل آمد . » ( 3 ) . ك ندارد ( 4 ) . س : به سبب
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 217 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى