تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
پيوست و از متمولان مال فراوان گرفتند و اسباب پادشاهى ساخته به راه مال ورد آهنگ فارس كردند و از سپاهشان در آن نواحى خرابى بسيار شد . از آن جمله شعب بوان كه يكى از جنان اين جهان است . ساحت نزهت‌فزايش نمودار ارم و چمن بهشت آيينش جلاى زنگار هر غم و آن خطهء روح‌افزا را به اطراء مادح چه احتياج . قصيده ابو الطيب المتنبى كه مطلعش اين است . شعر
مغانى الشعب طيبا فى المغانى * بمنزلة البديع من المعانى « 1 »
به وصف او كافى است . جمعى بهادران در آن مقام نزول كردند . متوطنهء آن ديار به غارى حصين پناه بردند كه شايد از نوايب قهر خلاص يابند . نائرهء ظلمشان ، به درگاه آن غار آتشى برافروخت كه دود آن در سپهر دخانى كله بست و زبانهء آتش قهرشان شعله‌اى برآورد كه زبان آن باكرهء اثير حكايت كرد و دود روى به غار آورده چون منفذى نداشت راه نفس بر آن بيچارگان فروگرفته قرب دو هزار آدمى را دود از خرمن حيات برآمد . و چون ملك اشرف و ياغى باستى را در خاطر چنان بود كه تسخير مملكت فارس به آسان موقوف اتفاق محمد مظفر است رسل و رسايل مبنى بر تأكيد قواعد محبت و منبئى از طلب سعادت صحبت به جانب او متواتر و مترادف گشت . امير مبارز الدين در جواب ملك اشرف فرمود كه اگر نيت در استحضار اين جانب منبعث از محض اخلاص است ، مولانا شمس الدين صاين قاضى كه از امير پير حسين برگشته و به ملك اشرف پيوسته و پيوسته در معادات اين جانب كمر اجتهاد بسته در قيد اسار بايد آورد و بدين جانب فرستاد . ملك اشرف ، چون ادراك مطلوب به آن
هامش
( 1 ) . در حاشيه نسخه ك آمده است : جنات الدنيا اربعة غوطة دمشق ، ابلة بصره و شعب بوان و سغد سمرقند
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 212 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى