تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
امير شيخ حسن كوچك از ديار بكر آهنگ روم كرد و در چند موضع كه تعلق به امير شيخ حسن بزرگ داشت خرابى تمام كرده سليمان خان به تبريز آمد و امير شيخ حسن به ارزن الروم رفت و از آنجا مبلغ خطير گرفت و به شهر « 1 » پسر حاجى طغاى رفته مسجد و منبر سوخت و در آن بلاد همه‌جا آتش بيداد برافروخت و پسر حاجى طغاى را از گور برآورده بىرسمى تمام كردند و قلعهء اونيك را كه محصور داشت چون فتح ميسر نبود گذاشت و در فصل خريف جمادى الاول به تبريز آمد و سليمان خان و امير شيخ حسن ، آن زمستان ، اقامت در تبريز نمودند .

وقايع سنهء اثنين و اربعين و سبعمائه

امير شيخ حسن كوچك وزير خود ، غياث الدين محمد عليشاهى ، را به سلطانيه فرستاد تا امير سيورغان را گرفته به تبريز آورد و ده نفر معتبر او را بر قناره زده از كثرت تيرباران چون پشت خارپشت گردانيد و سيورغان را بند كرده به قلعهء قراحصار روم فرستاد و در ميدان كهن تبريز عمارات عالى از مسجد و مدرسه و خانقاه بنياد نهاده به اندك زمانى تمام كرد چنانچه در تبريز از آن به تكلف‌تر عمارتى نبود و به آلاق و قصبهء بولاق رفته در يورت حاجى طغاى و خانه‌هاى سوتاييان غارت و تاراج كرد .

ذكر خاتمت كار امير پير حسين بن امير شيخ محمود بن امير چوپان

امير پير حسين اصفهان و شيراز مسخر ساخته و كرمان به امير محمد مظفر مفوض داشته ضميمهء يزد گردانيد و بعد از آن هرچند او را استدعا نمود ، فايده‌اى جز عناد نبود و زمان زمان شعلهء وحشت زيادت مىافروخت و آتش ضديت اسباب محبت
هامش
( 1 ) . ذيل جامع : « به شهرى كه برآوردهء پسر حاجى طغاى بود برفت و آن موضع را به كلى خراب كرده به حدى كه مسجد . . . در مقبرهء پسر حاجى طغاى خرابى و بىرسمى تمام كردند و او را از گور برآوردند و سرش از تن بركندند . » ص 165
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 205 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى