تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
چابك سوارى افزود . و امير مبارز الدين در سنهء تسع و عشرين و سبعمائه بنت قطب الدين شاه جهان را در نكاح آورد و صبح چهارشنبه سنهء ثلاث و ثلاثين و سبعمائه ولادت شاه سپهر ارتفاع جلال الدنيا و الدين ابو الفوارس شاه شجاع بود . قران سعدين در عين درجهء طالع و آفتاب در برج شرف و ديگر كواكب در خانه يا مثلثه . جنان مبارزى را از مكان « 1 » قرة العين روشنايى ديدهء اميد افزود و به ظهور آن قوة الظهر انواع استظهار روى نمود و ندانست كه زوال ملك او از او خواهد بود . چنانچه مشروح شود . ان شاء اللّه . و امير مبارز الدين محمد سنهء اربع و ثلاثين و سبعمائه عازم اردو شد و شرف الدين مظفر ملازم پدر بود و پادشاه ابو سعيد جناب مبارزى را به نوعى تربيت فرمود كه مقربان پادشاه چهرهء حسد برافروختند و چند نوبت در مقام نزاع آمدند . چنان‌كه در مقام دعوى قرارهء كاه در آب انداختند و امير مبارز الدين خواست كه آن را به نيزه از آب بربايد . جناب مبارزى در حضور پادشاه اسب برانگيخت و نيزه را كار فرمود . نيزه شكست و او فى الحال پياده شده و زانو زده عرضه داشت كه در اين قراره غير كاه البته چيزى ديگر خواهد بود . پادشاه تفحص فرمود . حاسدان كه سر و دستشان به پتك اجل خسته و كوفته باد و به گاز جانستان بر جبين جانشان بركنده سندانى در ميان كاه تعبيه كرده بودند . پادشاه بر آن حدس و زيركى زيادت نوازش فرموده بر قاعدهء سلاطين جامهء خاص و كمر مرصع و طبل و علم عنايت نمود و صد هزار دينار از مال يزد مرسوم مقرر ساخت و در آن زمان كسى را از امراى بزرگ [ چنين مرسومى ] « 2 » نبود و جناب مبارزى در بغداد اجازه يافته به دار العبادهء يزد آمده و ابواب انصاف بر روى رعايا گشاده مداخل اعتساف بر جمهور برايا بسته گردانيد و چون سنه ست و ثلاثين و سبعمائه واقعهء
هامش
( 1 ) . ك : امكان ( 2 ) . س : مرسومى بيش از اين نبود بلكه چنين نيز
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 194 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى