تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
امير شيخ از مشاهدهء آن حال انگشت ندامت مىگزيد و از احاطهء دايرهء بلا چون نقطه متحير مىگرديد . سپاهيان را از سخونت حركات و يبوست ركضات بزاق در دهان و مغز در استخوان خشك شد . اما به تكلف پرگاروار پاى ثبات مىافشردند و به تجلد ساعتى طريق توقف و تصبر مىسپردند . در اين حال ، سلطان [ المشايخ ] « 1 » شهاب الدين على با عمران قدس سره در اطفاى شرر آن شر كوشيد و جناب مبارزى به نوعى معتقد او بود « 1 » كه به هيچ‌وجه از سخن او تجاوز نمىنمود . جناب شيخ به جناب امير شيخ فرموده « 2 » به مواعظ مشفقانه و نصايح مرشدانه با سر رضا آورد و او نيز خواهان وسيله‌اى و جويان ذريعه‌اى بود كه دست‌آويز مراجعت ساخته العود احمد خواند . اشارت جناب ارشاد پناهى را به قبول تلقى نموده بازگشت و چند قريه كه بر ممر او بود به صدمهء غارت خراب ساخت .

ذكر توجه امير مبارز الدين محمد به جانب شيراز جهت امداد امير پير حسين امير چوپان

سابقا مذكور شد كه امير پير حسين چوپانى استدعاى امير مبارز الدين محمد نمود و جناب مبارزى بعد از توكيد مواثيق و عهود عزيمت نمود و در منزل اصطخر ملاقات افتاد . از طرفين مراسم تعظيم به تقديم رسيد و به تجديد عقد مودت مستحكم گرديد . امير مسعود شاه آگاه شده چون مرد نبرد نبود به طرف كازرون عزيمت نمود « 3 » و امير محمد مظفر با لشكر خاصه متوجه كازرون شد و امير مسعود شاه خبر يافته به جانب بغداد شتافت و به امير شيخ حسن بزرگ پيوست و امير محمد بازگشته به اتفاق امير پير حسين محاصرهء شيراز كردند و از طرفين مردم بسيار به قتل آمده چند موضع
هامش
( 1 ) . ك : او شد ( 2 ) . ك : رفته ( 3 ) . ك : فرمود