تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بيت
ز توران برو تا حد هند و روم * جهان شد مر او را چو يك مهره موم همانا كه تا رستخيز اين سخن * ميان بزرگان نگردد كهن
ديگر در تعظيم سادات و علما و تكريم ائمه و صلحا اهتمام تمام فرمودى و در تقويت دين و شعار شرع مبين مبالغه به نوعى نمودى كه در زمان او كسى را در علم حكمت و منطق شروع نبودى . سادات را كه در درياى نبوت و ثمرهء شجرهء رسالت‌اند و طغراى سعادتشان
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 1 » به حسن اشفاق و اطلاق ارزاق و اكثار ادرار و اعداد اسباب معاش و امداد وجوه انتعاش محفوظ و ملحوظ مىگردانيد و در مجالس چنانچه بر ذمت همت ارباب دين و دولت واجب و لازم است ايشان را بر همه مىگذرانيد و طلبهء علوم را از مدارس و فقرا را از بقاع خير و خوانق به قدر استحقاق و شروط و اقفان رعايت مىفرمود و در اموال اوقاف اصلا مدخل نمىنمود و با اهل علم و حكمت به غايت مستانس بود و ايشان را به غايت معظم و مكرم مىداشت و نقوش روايات و اخبار و رقوم حكايات و آثار بر لوح خاطر خطير مىنگاشت و در علم انساب و احوال امم و مجارى امور ترك و عجم متبحر زمان شده راى رزينش متانت يافته بود و بر آيينه راى روشنش پرتو آن انوار تافته . عواقب امور و خواتيم اعمال جمهور چون فروغ آفتاب پيش او واضح و لايح بود و در مجلس همايون مباحث علمى بسيار واقع مىشد و در دقايق آن تصرف به صواب فرموده اكثر مسايل مشهور طب و نجوم را مستحضر بود و حسن معاشرت در مجالس انس و خلوت چنان مرعى داشتى كه از فرط بنده‌نوازى تفاوت ميان مالك و مملوك ظاهر نگشتى و نخوت جهاندارى و شوكت كامكارى بر جبين مبارك پيدا نيامدى .
هامش
( 1 ) . سورة الانعام 90
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 138 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى