شيخ الاسلام مولاناء الاعظم ، مرشد طوايف الامم ، عمدة العلماء المتورعين ، مولانا نظام الحق و الدين عليه الرحمه بود كه به احياء مراسم شريعت قيام مىنمود و سالار كه صاحب اختيار بود تقويت او مىفرمود و ملك او را حرمت تمام مىداشت و فرمودهء او را نص قاطع مىپنداشت و مولانا ايمان را كه علما به تصديق تفسير كردهاند به تسليم تعبير نمود و او را به اين سبب در هرات پير تسليم گويند و معارضه كه ميان مولانا و خاوند مولاناى معظم قدوة نحارير العالم ، مولانا صدر الشريعة بخارى رحمه اللّه در آن باب واقع است ، شرح و بسط در آن كلام مناسب مقام نيست .
و درين سال مولانا نظام الدين بنيچهء جهاد بست « 1 » و آن امر تا سنهء 868 باقى بود .
در اين تاريخ حضرت خلافت پناهى ، شايسته سرير شاهنشاهى ، پادشاه هفت كشور ، فرمانفرماى اقاليم بحر و بر ، معز السلطنة و الخلافة و الدنيا و الدين ، امان الزمان ، سلطان ابو سعيد گوركان خلد اللّه ملكه و سلطانه آن رسم را برانداخت و بنيچه بر مال مقرر ساخت . بر سر مقصود آئيم -
ملك معز الدين حسين را هر روز مكنت زيادت مىشد تا بعد از فوت پادشاه ابو سعيد مستقل گشت .
وقايع سنهء اربع و ثلثين و سبعمائه
سلطان حكومت فارس به امير مسافر اناق عنايت فرمود و امير محمود شاه اينجو به سعى امير چوپان حاكم آن ولايت بود و او را اموال در آن نصاب بود كه هر سال صد تومان از خاصهء اسباب او حاصل مىشد و پيش سلطان گستاخ و سخنگوى و چست و چالاك . او را سخت آمد كه حكومت فارس ديگرى را دهند .
امرا مثل امير محمود ايسن قتلغ و امير سلطان شاه بن نيكروز و امير محمد پيلتن
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر بر شرح حال وى رجوع شود به حبيب السير ج 3 ص 384 چاپ خيام و رجال حبيب السير گرد آورده عبد الحسين نوائى