تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
برآورده بود و او را اختيارى نمانده ، ناگاه در نخشب سنه 727 « 1 » وفات يافت و برادر زاده‌اش جنكشى پادشاه شد و به مصاحبت بخشيان ميل كفر و معصيت نمود و بتخانه‌ها ترتيب كرده در مساجد آن ممالك صورتها نگاشت و از ملاهى به شطرنج و شكار ميل داشت . بعد از دو سال ، بر سرير سلطنت او را كشته يافتند و قاتل معلوم نگشت و در نخشب مدفون شد . بعد از آن ، بوران بن دوا پادشاه شد و او را جنونى تمام بود . برادران خود را به توهم آن‌كه بعد از او پادشاه نشوند قتل كرد و او را بوران تلبه لقب نهادند . مدت دو سال بلقاق او برداشت و مغولان زمان او را مبداء تاريخى ساخته به ضرب المثل حكايت كنند . در آخر شهور سنه 29 : 7 به دست امراى خود كشته شد و مدفن او خزار است .

وقايع سنهء احدى و سنهء اثنين و ثلاثين و سبعمائه « 2 »

جمعى بر امير شيخ حسن بن امير حسين بن آق بوقا افترا كرده به سلطان رسانيدند كه او را با بغداد خاتون مراسلات پنهانى است و قصد سلطان دارند . پادشاه را باور آمد و حكم كشتن او كرد . مادر او كه عمه سلطان بود ، خون او را درخواست كرده به او بخشيد و به قلعه كماخ فرستاد كه آن‌جا مقيم باشد و بغداد خاتون مفلوك شد تا آن سخن تحقيق شده افتراى مفتريان روشن گشت و به ياساق رسيدند و باز خاتون را جاه و مرتبه ارتفاع يافت و صاحب اختيار كلى و جزوى خاتون و وزير « 2 » بودند نظم
بر آن هر دو بودى جهان را مدارا * وزان ديگران را حسد بود كار
هامش
( 1 ) . س : 738 - ك : 729 ( 2 ) . يعنى بغداد خاتون دختر امير چوپان و خواجه غياث الدين محمد وزير پسر خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير .