مصرع
چه راه يافت كه اى كاش راه گم كردى
مرض چون اندوه مسلمانان قوى و قوت چون حال اهل دانش ضعيف شد . اطباء حاذق به تدبيرات و دقايق هرچند جهد نمودند مفيد نبود . همه دانستند كه كار ديگر است و كارفرما حاكم قضا و قدر . معالجه و تداوى فايده نداد تا در سكرات افتاد و وديعت حق را تسليم كرده بلبل گلستان حياتش قفس قالب بازپرداخت و در گلشن علوى فردوس اعلى را نشيمن ساخت و اين واقعهء هايله ثالث عشر ربيع الآخر سنهء ست و ثلثين و سبعمائه به وقوع پيوست . صيحهء صبح محشر و غلغلهء فزع اكبر در جهان ظاهر شد .
مصرع
جگر شب رخ خورشيد بر اندوه به آه
چتر هماى سيما كه با شهباز سدره و طاوس فردوس سر فرونمىآورد پيرايهء زاغ ماتمزده گرفت و تاج با ابتهاج چون از سر حسرت از فرق فرقدساى دور ماند مانند خلخال در پاى رفت . تخت ، رخت بخت در آب نكبت انداخت و علم خود را چون شكل درخت در آب نگونسار ساخت . خواجه جمال الدين سلمان ساوجى در مرثيهء سلطان فرمايد :
نظم
گر بگريد تاج و سوزد تخت كى باشد بعيد * بر زوال دولت سلطان اعظم بو سعيد
آسمان از جبهه اكليل مرصع برگرفت * ترك گردون اندرين ماتم كلاه از سرگرفت
زهره همچون چنگ گيسوهاى مشكين باز كرد * بس به ناخن چهره بخراشيد و زارى درگرفت