تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
را با خود متفق گردانيد و مسافر اناق جهت تقرب و محرميت پادشاه محسود امرا بود . امرا و محمود شاه به در خانهء مسافر رفتند . مسافر خود را به خانهء سلطان انداخت . آن جماعت تا در كرياس رفته تيرى چند بر ديوار زدند و مسافر را طلب داشته خان نه بر سلطان حصار شد و به آن رسيد كه مسافر را به ايشان دهند . در اين حال امير سيورغان پسر امير چوپان و خواجه لؤلؤ با غلبهء تمام رسيدند . به ايشان مستظهر شد و آن جماعت پس رفتند . سلطان يك‌يك را گرفته حكم به كشتن فرمود و به سعى خواجه غياث الدين محمد خلاص شدند . اما سلطان هريك را به قلعه‌اى فرستاد . محمود ايسن قتلغ را به خراسان پيش امير على قوشجى حبس فرمود و سلطان شاه بن نيكروز به ولايت كرمان در قلعهء سيرجان مقيد گشت و محمد پيلتن هم در كرمان به قلعهء بم و محمود شاه اينجو را به قلعهء طبرك اصفهان بازداشتند و مسعود شاه بن محمود شاه را به روم پيش امير شيخ حسن فرستاد و تا سلطان در حيات بود ، اين جماعت در آن موضع بودند الا محمود شاه كه او را باز به اردو آوردند و مسعود شاه در روم نايب امير شيخ حسن شد و ديگران بعد از وفات سلطان خلاص يافتند .

وقايع سنه خمس و ثلثين و سبعمائه « 1 »

در اين سال فولاد خان در الوس جغتاى و ماوراء النهر وفات يافت و پادشاه قزان بن يسور به سلطنت نشست . و در آخر اين سال ، پادشاه اوزبك ، از نسل جوجى خان « 1 » ، از دشت خزر آهنگ ممالك اران و آذربايجان كرد و پادشاه ابو سعيد به حكم آن‌كه : مصرع
علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد
هامش
( 1 ) . ك ، س : توشى خان