خرمى و نشاط ترتيب دادند و بساط بىغمى و انبساط به خوبتر وجهى گشادند و شب را به افروختن مشاعل و مصابيح چون روز روشن گردانيدند و مغنيان خوشالحان آواز رود و سرود به چرخ چنبرى رسانيدند . از سماع نواى روحافزاى ايشان زهره چون فلك در چرخ بود و چرخ را مشاهدهء آن بزم صد گونه حيرت مىفزود .
نظم
هزاران شاهد مهرو گرفته هر يكى شمعى * تماشا را همى گشتند بر پيروزهگون طارم
كه سوى خلوت خورشيد امشب مىرود عيسى * به عشرتخانهء بلقيس اينك مىخرامد جم
زمين در چرخ مىآيد زمانه عيش مىزايد * فلك بىخويش مىگردد به صوت زير و بانگ بم
چون بغداد خاتون بر تخت دولت متمكن گرديد ، آوازهء عز قبول او در اطراف مملكت به عالميان رسيد . باز چوپانيان را در و درگاهى و منصب و جاهى و عظمت و راهى پديد آمد .
مصرع
در سر يك كس بلى اقبال بسيار آن بود