نظم
بر او چون جهان خواست گشتن تباه * شدش بدسگال آنكه بودش پناه
ديگر از فرزندان امير چوپان ، بعد از حسن و تيمورتاش ، دمشق بود و او چهار دختر داشت « 1 » : دلشاد خاتونى بزرگ عادلهء محسنه ، سلطان او را خواست و بعد از فوت سلطان ، امير شيخ حسن بزرگ در نكاح آورد و خواهران ديگر را امرا داشتند . « 2 »
و پسر چهارم چوپان امير محمود بود كه حكومت ارمن و گرجستان تعلق به او داشت . بعد از واقعهء دمشق [ سلطان سپاه او را گرفته ] « 3 » ، هم در آن سال در تبريز ، جهان بر او سرآمد و از او چهار پسر ماند : دو پسر را شيخ حسن كوچك كه عمزاده بود زهر داد و دو پسر به تدبير ايلكان امير شيخ حسن بزرگ به قتل آمدند . « 4 » چهار پسر امير چوپان كه مذكور شدند و بغداد خاتون از يك مادر بودند و جلاو خان پسر پنجم كه در راه هرات كشته شد ، از دولندى خاتون دختر اولجايتو سلطان بود و از ساتى بيك ، دختر ديگر اولجايتو سلطان ، پسر ششم سيورغان بود كه ذكر او آيد و سه پسر ديگر امير چوپان : سيوك شاه و ياغى بستى و نوروز از يك مادر بودند و شرح آن خواهد آمد .
ان شاء اللّه تعالى .
اما بغداد خاتون : چون خاطر سلطان از استيصال چوپان و چوپانيان جمع شد ، امارت خراسان به امير نارى طغى داد و او را بدان حدود فرستاد و در ميان قضايا ذرهاى از محبت بغداد خاتون كم نكرد .
هامش
( 1 ) . ذيل : و « دمشق را پسر نبود ، اما چهار دختر داشت . »
( 2 ) . ايضا : دلشاد خاتون بزرگ عادلهء محسنه بود . . . خواهر دگرش سلطان بخت ، خاتون امير ايلكان پسر امير شيخ حسن و خواهر ديگر دندى شاه ، خاتون امير شيخ على قوشجى بود و يك خواهر ديگر ايشان عالم شاه بود . ( صفحات 139 و 138 به اختصار )
( 3 ) . ايضا : [ سلطان ابو سعيد سپاهى به سر او فرستاد و او گرفتار گشت . ]
( 4 ) . ايضا : « پير حسين و شيرون را شيخ حسن كوچك زهر داد و جمرغان و دوآ خان به تدبير امير ايلكان ، پسر امير شيخ حسن ، به قتل آمدند . » ص 139