چهار پسر داشت :
اول شيخ حسن كه آخر به شيخ حسن كوچك ملقب شد و ملك اشرف و ملك اشتر و مصر . ذكر هريك بيايد ان شاء اللّه .
تيمورتاش را در ممالك روم كارهاى بزرگ ميسر شد .
نظم
چو او كوشش جنگ قيصر نكرد * نه دارا كه صد چون سكندر نكرد
گهى رام كرد اسطپانوس « 1 » را * گهى زد به انطاكيه كوس را
همه روم آسوده از داد او * مى ناب خوردند بر ياد او
از اقصاى « 2 » روم ، متوجه اين طرف گشته نزديك سيواس ، خبر واقعه پدر و برادر شنيد .
نظم
چو دستان چوپان به گوشش رسيد * به گردون گردان خروشش رسيد
با خواص مشورت كرده جمعى گفتند التجا به دولت سلطان نمايى . غالب آن است كه حكم و يرليغ روان سازد . « 3 » تيمورتاش اين راى نپسنديد و گفت امروز اركان دولت ابو سعيدى ضد مااند .
نظم
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . ك : اسطبابوس - س : اسطاوس - ف : اسطنانوس
( 2 ) . ف : قضا - ك : اقتصا
( 3 ) . ذيل جامع التواريخ : « غالب آن است كه تجديد حكم و يرليغ روانه كنند كه هرگز از شما به نسبت سلطان بىادبى صادر نشده است . »