تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
امير چوپان را نه پسر بود . بزرگتر امير حسن . شرقى مملكت ابو سعيدى تعلق به او داشت و او را سه پسر بود : اول تالش حكومت اصفهان و فارس و كرمان مىكرد . « 1 » امير چوپان چون از رى عزيمت هزيمت نمود ، حسن و تالش به مازندران افتادند و آن‌جا قصد ايشان كردند . كسى از دوستان امير چوپان ايشان را اولاغ و آزوق داده روان كرد و آن شخص به اين گناه به ياساق رسيد و امير حسن و پسرش به خوارزم رفتند و قتلوغ تيمور ، كه از قبل پادشاه اوزبك در خوارزم بود ، ايشان را رعايت نمود و پيش پادشاه فرستاد و پادشاه تربيت فرموده و با لشكرى به جنگ چركس روان ساخت و امير حسن و پسرش بهادريهاى تمام نمودند و امير حسن زخم خورده پادشاه نوازش فرمود . اما هم بدان زخم درگذشت و تالش به مرض طبيعى نماند . « 2 » نظم
اگرچه بجستند از شهريار * نرستند از نكبت روزگار
دو پسر ديگر امير حسن : حاجى بيك و غوج حسين . يكى را شيخ حسن كوچك پسر عمش زهر داد و غوج حسين را سليمان [ خان ] « 3 » به قتل آورد [ چنانچه در تاريخ حضرت صاحب‌قران آيد ] « 4 » ان شاء اللّه . پسر ديگر امير چوپان ، امير تيمورتاش ، بعد از حسن « 5 » ، حاكم ممالك روم بود .
هامش
( 1 ) . ذيل جامع التواريخ : « خراسان و مازندران و آنچه تعلق به شرقى مملكت ابو سعيدى داشت . » ( 2 ) . ايضا : « تالش را در آن ايام مرض طارى شد و او نيز در جوانى بمرد . » ( 3 ) . تكميل از ذيل جامع التواريخ - غرض از سليمان خان مسلما همان سليمان بن يوسف شاه بن سوكاى بن يشمت بن هلاگو خان است كه امير شيخ حسن چوپانى او را آلت دست خود قرار داده چون مير نوروزى بر تخت سلطنت نشانده و ساتى بيك را بالاجبار به عقد او درآورده بود . ( ر تاريخ مغول عباس اقبال ص 359 ) ( 4 ) . عبارت در ذيل جامع التواريخ كه در اين فصل كلمه به كلمه نقل شده است ديده نمىشود . ( 5 ) . ذيل جامع التواريخ : « امير تيمورتاش بعد از امير حسن بود كه حاكم ممالك روم شد » غرض آن كه امير حسن نخستين و تيمورتاش دومين پسر امير چوپان بود .