مشاهدهء سپاه شاه اسماعيل سخت متحير شد و خوف و هراس بر وى مستولى گشته ، عظيم احساس ندامت كرد . » نك : تاريخ جهانگشاى خاقان ، ص 377 .
شرح
( 173 ) . در جهانگشاى خاقان آمده است : « كه چون شيبك خان به حوالى قريهء محمودى رسيد ، از مشاهدهء سپاه شاه اسماعيل متحير در هراسان شد و احساس ندامت كرد . آنگاه خواجه محمود ساغرجى وزير خود را طلب نموده و گفت كه به نزد جان وفا ميرزا و قنبربى رفته آنها را به جنگ ترغيب كند . ايشان چون پيغام شيبك خان را شنيدند ، از شدت خشم به او ناسزا گفته اظهار داشتند كه : « به خان بگو لشكر قزلباش بسيار پرزور است و ما با اين عدهاى كه همراه داريم بر آنها پيروز نمىشويم . افسوس كه نصايح دولتخواهان مشفق را به سمع قبول نشنيدى و به رأى خطاى خويش عمل نمودى و خود را و ما را در معرض هلاك درآوردى و عيال و اطفال اوزبكيه را به اسيرى قزلباش مبتلا ساختى . عاقبت قنبربى و جان وفا ميرزا زنده به اسارت افتاده و به فرمان شاه اسماعيل به قتل رسيدند . » نك : جهانگشاى خاقان ، صص 380 - 377 . اما مؤلف تاريخ عالمآراى صفوى مىنويسد كه دورمش خان جان وفا ميرزا را در ميدان جنگ به قتل رسانيد . نك : عالمآراى صفوى ، ص 314 . مؤلف فتوحات شاهى نيز مىنويسد : « القصه ، شاه دينپناه كه جان عالم است به مرو شاهجهان فرموده جان وفا ميرزا را كشته يافتند و قنبربى را زنده ، خسته و بسته به درگاه عالمپناه آوردند و او نيز از عقب جان وفا ميرزا به اردوى فنا رفت . » نك : فتوحات شاهى ، ص 347 .
( 174 ) . ظريفان ماده تاريخ وفات محمد خان شيبانى را چنين ضبط كردهاند :آمد كلاه سرخ و عدم گشت ازو * تاريخ فوت او ز قضا شد « كلاه سرخ »نك : تاريخ راقم ، ص 94 .
مؤلف فتوحات شاهى نيز تاريخ فتح مرو را چنين گفته :سايهء لطف الهى آفتاب ملك و دين * وارث حق نبى شاه سليمان انتباه
بر سمند عزت و نصرت از عراق آمد به مرو * تا شود از خان شيبانى به دولت كينهخواه
ملك دشمن را ز روى دينپناهى فتح كرد * زان سبب تاريخ آن شد « فتح شاه دينپناه »