تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
در ظلّ عطوفت ربّانى محفوظ . واقعا شنيده‌ام سركار ، عيال ديگر برده‌ايد . ان شاء اللّه به خير است و به مباركى مقرون ، ولى دو عيال داشتن در رشتهء عقايد مخلص مرتبط نيست و راه ندارد . شما كه الحمد للّه فرزندى مثل نور چشم عزيزم ميرزا حسن خان و دخترى مثل قدسيه الهيّه داشتيد ، حال واقعى آن محبوب هم كه انفجار در شهوت و خواهش نبوده ، نمىدانم چه امرى سبب اين عمل شده است . تصوّر مىكنم صواب و صلاح ديد محترمهء والده بوده است . اميدوارم به خيريّت و ميمنت مقرون بوده باشيد . بارى به اطناب كلام پرداختم و تصديع دادم . ان شاء اللّه عفو خواهيد فرمود . چون فرصت داشتم به اكثار پرداختم . فى 16 محرّم 1309 . قربانت شوم ! دو تومان خاله را مشهدى حاجى آقا پس فرستاده است و گفته است خان حواله كرده‌اند از تاجر بگيرم . محض اطّلاع عرض شد . دىشب كه شب هفدهم شهر حال بود ، به شهر آمدم . امروز صبح هم بنّا و عمله در آن‌جا رفته است . درب خانه هم بسته است . لهذا بنّا [ و ] عمله را مراجعت دادم . آن‌چه تصوّر مىكنم ، بايد هرجا هست با مشهدى حاجى آقا باشد . پول‌هاى ارسالى هم رسيد . محض اطّلاع تصديع داد .