تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
نمايد . همين‌قدر به اين شخص مرقوم فرماييد ديگر نزد اين بنده نيآيد . در خصوص ماهانهء خاله و رمضان و جناب آقا سيّد مرتضى ، اوايل اين ماه دو تومان مشهدى حاجى آقا براى مشار اليها گرفت . يك تومان ديگر هم همين دو روزه به شهر رفته ، خواهم داد . دو ماه ، ماهى سه تومان هم به خانهء جناب آقا سيّد مرتضى داده ، قبض گرفته‌ام . اين ماه را هم خواهم داد . رمضان باغ‌بان اگر ماهانهء خود را نگرفته ، تصوّر فرماييد به بنده اظهارى نمىنمايد و به كاشان مىنويسد و اين نوشتن‌ها آسان‌تر بود . در شهر جويا خواهم شد كدام ماه را نگرفته ، به او خواهم داد . به حساب بنده همين ماه محرّم را مواجب طلب دارد . ماه گذشته پانزده قران به او دادم . پنج قران از بابت وجهى كه در كاشان به عيالش داده ، كسر گذارده‌ام . ان شاء اللّه شهر رفته‌ايم كارها به نحو دل‌خواه منظّم خواهد شد . در خصوص عمل ارباب هم در مهد امن دلال خوابيده ، از اداى دين خود منصرف است ، مخصوص اين‌كه در مكاتبه با سركار عالى نمىدانم به او چه مرقوم فرموده‌ايد كه هيچ اقدامى در رسانيدن وجه بدهى خود ندارد . مخلص هم تأمّل دارد ، تا زمانى كه حضرت اشرف آقاى امين السّلطان به ملازمت ركاب همايونى از ييلاقات به شهر مراجعت فرمايند . سفارت هم از ييلاق شهر رفته . در وصول بدهى اين بىانصاف اقدامات مجدّانه به عمل آيد . اتمام حجّت ، آن‌چه لازم بود ، كردم . دينارى هم به او گذشت نخواهم كرد . محتاج و فقير نيست كه رعايت لازم داشته باشد . در ساير مطالب هم ان شاء اللّه به عون الهى و فضل پروردگار اقدامات به عمل خواهد آمد . طلب از ميرزا آقا خان سرهنگ ادارهء پليس در عقدهء اشكال بود كه الحمد للّه در پنجم شهر حال اصلا فرعا وصول شد . يك‌صد و بيست و پنج تومان اصل بود . شصت تومان الى دوازده قران هم فرع آن شد ، كه مجموعا يك‌صد و هشتاد و سه تومان و هشت هزار دينار بوده باشد . پنج تومان و هشت هزار دينار اين مبلغ فرع است كه از عمدة الامراء العظام ميرزا ابو تراب خان دو ماهه و پنج روز از قرار تومان سه شاهى گرفته شد . محض اطّلاع تصديع داد . محبوب جان ! اين عريضه در هفتهء قبل به پست نرسيد . در اين هفته ارسال داشتم و البتّه جواب مطالب را مفصّلا مرقوم خواهيد فرمود . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . ان شاء اللّه سلامت است و