تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
« كلون ساخته و كار گذارده شده است ؟ » جواب مىداد : « خير تمام نشده است . » تا عاقبت كلون كار گذارده شد . جناب آقا ميرزا هم كه آمدند در خانه‌ها بنشيند ، قرار داديم كه شب‌ها در خانهء جديد رفته ، مواظبت نمايد . مدّتى متمادى روزها الى سه چهار ساعت از شب گذشته ، آن‌جا بود و آخر شب در خانهء جديد رفته مىخوابيد . نه اين‌كه به جناب آقا ميرزا خدمتى نمايد . خودشان آدم و خدمت‌كار دارند . حال شنيده‌ام خودش يا ديگرى به سركار نوشته است در خانهء بنده سراىدارى مىكرده است . سركار هم تغيّرات فرموده‌ايد كه : « من مواجب بدهم خدمت حاجى آقا را بكند . » اگرچه اين حرف را از سركار نمىدانم ، مع‌هذا خوب است تحقيق فرماييد چه خدمتى به بنده كرده است . با وجودى كه اگر خدمت هم مىكرد ، با عدم كثرت كار باغ چه ضررى به جهت سركار داشت . اين آخرىها قدرى اهمال از او ظاهر شد . بنده خود سركار عالى را بدوا مستحضر داشت و در تنبيه او اقدام كرد . اين حرف‌ها نمىدانم از كجا زايش مىنمايد . مگر چه‌قدر بايد ملفوف در كثرات الفاظيه شود ، با وجودى كه همهء آن‌ها لايعنى است و قابل توجّه نيست . نمىدانم چرا در اعمال مخلص اين همه ايجاد اشكال مىشود . اين‌ها نيست مگر قدرى كم‌ظرفى سركار عالى و رشته دادن دست مردمان بىحقيقت و بدون تحقيق برانگيخته شدن از حرف‌هاى غرض‌آميز اين مرديكهء بىتميز . محبوب جان من ! از شرحى كه جوابا در باب ابتياع نمودن خانهء تازه مرقوم نموده‌ايد ، خداوند شاهد است از جوان‌مردى و همّت عالى و مؤاخذت باطنى شما نهايت اميدوارى و امتنان حاصل نمودم . خود تصوّر مىكردم كه اگر اين خانه از دست مىرفت ، يك وقت خود آن محبوب جان مرا توبيخ و ملامت مىكرد و اگر عرض مىكردم تنخواه موجود نداشتم ، فرمايشات سخت مىشنيدم كه خود سركار عالى حال هم به نظر مىآوريد . اين‌كه مرقوم فرموده‌ايد اگر وجه براى تعميرات يا بنّايى آن‌جا لازم شود ، از تنخواه خودم برداريد ، قربان شما عجالتا انفعال بس است . ان شاء اللّه حياتى باشد ، سال آينده به تعمير و بنّايى آن‌جا خواهم پرداخت . تازه اين‌كه عالىجاه نور چشم عزيزم ميرزا سليمان تهران آمده بود . خانهء موروثى اصفهان اين
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 378 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه