مشهدى حاجى آقا معلوم شد چند فقره نزاع شديد مابينشان واقع شده و والده را به منتهاى مرتبهء ذلّت از صدمهء زياد وارد ساخته است . والده الحال از گرفتن اسباب و وجه حواله منصرف شدهاند ، زيرا نه خودشان آمدند و نه سياههء خطّ سركار را به مشهدى حاجى آقا داد كه اسباب را تحويل بگيرد . گفتم :
« اى مرد ! چرا والده را صدمه مىزنى ؟ او در فضاى آزادى و نعم سركار خان پرورش يافته ، زير بار كلّاش روزگار نخواهد آمد . »
اين عنوان به عين جواب اوست :
« او را از آن هوا پايين آوردهام ، بعد از اين هم پايينتر خواهم آورد . »
جناب آقا ميرزا آقا گفتند :
« اى مرد ! چه به خاطرت مىرسد ؟ خان مدير به جناب امين السّلطان خواهند نوشت و تو را مغلولا به كاشان مىفرستند . »
گفت :
« تا شاهرگم مىجنبد ، كسى حقّ تسلّط بر من نخواهد داشت . »
اينكه شرحى در باب تعميرات خانه عرض نموده ، چنان بر خاطر محترم آن محبوب جان وانمود كرد كه بايد خانه را سر نو بنا كرد ، زيرا كه از حيّز آبادى بهكلّى ساقط است . اوّلا سركار عالى استفسار فرماييد كه زمستان گذشته از وفور بارندگى و دوام و اتّصال برف و باران بر خانهها و عمارات مردم ، از فقير و صاحب مال ، چه وارد آورده ، چه بنيانهاى محكم متقن بهكلّى خراب و ويران شد و چه تعداد از خلق زير آوار رفتند . هفتهء گذشته استاد كاظم معمار را به خانهء جديد برده ، تعميرات آنجا را معيّن نموده ، مقاطعه نمايد . غير لكّهگيرىهاى نقّاشى و شيشهبرى و كاهگلى كه به سمت شرقى عمارت لازم دارد ، به پانزده تومان مىخواست مقاطعه نمايد و اين جانب به يازده تومان قطع و فصل نمود كه صندوق ديوار سمت زمين كه طرف عمارت سينه داد ، عوض نمايد . خود ديوار كج نشده است . صندوق آن در كف سطح بام به بالاخانه به سمت بام مايل شده كه بايد برچيد و دوباره ساخت . درزهاى سنگهاى حوض هم آهك سياه آنها ريخته كه بايد آهك سياه ماليد . ديگر اينكه مىگويد :
« يك تومان از دكّان ماستبندى گرفتهام ، شما در حساب من آوردهايد . چون من از بابت كرايه گرفتم ، به خودتان رد كردم . حالا يك تومان كه به حساب من آورديد با
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٧٣