تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
مهجور را اراده داشت ابتياع نمايد . مخلص در ارادهء او اعتنايى نكرده ، ميرزا عبد اللّه هم خيلى به تكرار اظهار مىداشت ولى مشار اليه استطاعت خريد آن را ندارد . به‌علاوه آن نوع اميدوارى كه سابقا از مشار اليه داشتم ، در اين سفر تهران به يأس تبديل شد . باز ميرزا سليمان . چند روز قبل ، مراسله به عالىجاه نورچشمى ميرزا سليمان نوشتم معادل چهارصد تومان به اين جانب استمداد نمايد و به عوض خانهء اصفهان را به او واگذار مىنمايم ، تا بعد به كم و زياد قيمت آن رجوع شود . خانهء اصفهان براى مخلص چه فايده دارد ؟ نه وجه كرايه از آن مىبينم نه بهرهء سكونتى . ديگر اين‌كه اراده هست يكى از خانه‌هاى قرب باغ پسته بيگ را به فروش برسانيم . حاجى ميرزا كاظم نصير الدّوله طالب ابتياع آن شده است . مقصود اين است در كوشش هستم تدارك قرض خود را بنمايم . بعد از گرفتن اين خانه تازه چند نفر تجّار ارامنه ، كه طالب ابتياع آن‌جا بودند ، فروشنده را اغوا كردند كه ما بيش‌تر ، اين خانه را مىخريم و مشار اليه را واداشتند به اين‌كه ايرادى احداث كند كه فسخ معامله شود . قرار بود سيصد تومان از وجه قيمت خانه را چند ماهى به مخلص مدارا كند . از اين قرار نكول كرد و عنوان نمود از اين‌كه تمام وجه قيمت خانه بايد پرداخته شود . اتّفاقا تنخواه ميرزا آقا خان وصول شد ، مخلص هم تنخواه مزبور را به مشار اليه داده ، قبض گرفتم و ان شاء اللّه هرچه زودتر به عون الهى تهيّهء تنخواه آن محبوب را خواهم داد و از خجالت به فضل و كرم او بيرون خواهم آمد . اگر اين عمل خانه پيش نيآمده بود ، بدهى سابق را پرداخته بودم . حالا هم به حمد للّه نقلى ندارد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .