تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مطالب آن راجع است به شما و بعد ارائه نموده ، زيارت كردم . اين بود كه روز يك‌شنبهء آن هفته كه سه روز فاصله بود ، به شهر رفته ، او را كاملا تنبيه كردم ، يعنى كتك خوبى به او زدم . من‌بعد همه روزه سركار خواهد بود ، تابه‌حال غفلت ننموده است . آدم فقير بىقلب و غشى است ، چه‌قدر امانت دارد ، بارى اين مطلب را تحقيق نموده ، خاطر محترم آن محبوب را استحضار خواهم داد . بنده يا ايشان در اين زمان از تمام دوستان و خويشان رشتهء مراودت و اطمينان را مقطوع ، بعد از فضل الهى به آن يگانهء عصر و نادرهء دهر دل بسته‌ايم ؛ حتّى در اين سفر از ميرزا عبد اللّه هم قطع اميد شد و جناب آقا ميرزا آقا هم شنيده‌اند كه گفته‌ام يك برادر حقيقى كه در برادرى و دوستى و استقامت و محبّت واقعا پاهاى آهنين دارد دارم و بس و آن شخص خان مدير است . در اين صورت به ملاحظه اين مهجور هم باشد ، چنين بيانات در ايشان ظاهر نخواهد شد . آيا آن مردكهء مفسد چه معمول داشته كه شخص آقا ميرزا آقا [ را ] ، با آن حلم و حوصله ، به فغان و فرياد درآورده است . چنان‌چه از وقتى كه از كاشان آمده است ، نشده است كه مخلص به شهر برود و اين شخص از وقت ورود و خروج موى دماغ نباشد و هر ساعتى صداى فرياد و فغان مرا به آسمان نرسانيده باشد . چنان‌چه روز گذشته كه يك‌شنبه بود ، به شهر رفتم كه اسباب والده را تحويل بدهم ، زيراكه يك‌شنبهء قبل محض اين كار رفته بودم و طرف عصر كه آن محلّه رفتم ، والده به منزل مراجعت كرده بودند و اين امر معوّق مانده ، به محض ورود ، اين نمرود صفت هم ورود نمود و تا عصر مزاحم حال و مصدّع احوال اين فانى و جمعى ديگر بود و به طورى معمول داشت كه اراده كردم سر و دست او را شكسته ، از خانه بيرون نمايم . اوّلا معلوم شد چنان والدهء بىچاره را قرين عقوبت و صدمات فوق النّهايه نموده كه زمان و بنيان از تقرير و تحرير عاجز است . منزل والده را پشت قبرستان سرقبر آقا بيرون دروازهء حضرت عبد العظيم در خانهء بسيار محقّر و كوچكى ، كه اطراف آن كوره‌هاى آهك‌پزى واقع است ، قرار داده كه در اين هواى گرم متعفّن تهران كه ناخوشىهايى بقيّهء اهل شهر را احاطه نموده و مخصوص در آن محوّطه كه دود كوره‌هاى متعدّد ، فضاى خانه‌ها را محيط و آب هم اگر يافت شود ، تمام كثافت جاريّه از شهر است ، با كمال صعوبت و تنگى و قناعت گذران مىكنند . شنيدم حالشان خوب نيست و چشمشان به سختى درد مىكند و از عبارات خود