را گذاشت كه بايد هركس كه عرق بخورد گرفتار شود . و نيز دولت حكم داد كه اردوى شاهى هفت ، هشت هزار نفر به رياست نصر السلطنه امير اكرم حاضر شود و به ولايات فرستاده شود .
در ماه ربيع الثانى ، در اغلبى از ولايات ايران اغتشاش مىباشد و مردم شيعى در خيالند كه هرچه بابيه به چنگ آيد به قتل رسد . شاه و اتابيك سخت گرفتار مىباشند .
اتابيك در ماه ربيع الثانى و جمادى الاولى به جهت اغتشاش ايران كمال قوت را دارد و شبها با علما مجلس دارد و شاه كمال ملاحظه را از او مىنمايد .
گفتند علاء الدوله حاكم فارس جمعى را به احضار رؤساى ايل قشقايى فرستاده آنها جواب دادند كه ما به ديدن هيچ حاكمى به شيراز نمىآييم . اگر مقصود ماليات است يك نفر آدمى را بفرست ما مىپردازيم . علاء الدوله سخت به آنها گرفت و جمعى را به طلب آنها فرستاد . آنها حكم دادند . قريب چهل نفر از نوكرهاى علاء الدوله را با تير تفنگ كشتند . حال كمال خطر را بر علاء الدوله مىرود . اگر اين مطلب راست [ باشد ] براى دولت سخت مىگذرد و حريف ايل قشقايى نمىشود .
در عشر اول جمادى الاولى ، در خيابان نياوران يك نفر آخوند را بالاى درخت يافتند كه ششلول همراه داشت و مقصودش اين بود كه چون شاه از پاى آن درخت عبور نمايد ، شاه را با تير بزند . او را گرفتار ساختند از قرار معلوم از بابيه است . روز ديگر در شهر نقارهخانه زدند از قرار معلوم فرستادن اردو به ولايات موقوف شد .
در ماه جمادى الاولى ، شاه با اتابيك به پشت كوه ولار رفتند و وزراى تهران را تماما به آنجا خواستند كه براى نظم ولايات و تنزل علما تدبيرى بنمايند .
در عشر سوم جمادى الاولى ، ميرزا محمود خان حكيم الملك وزير دربار كه در گيلان حكومت داشت به مرض سكته درگذشت . بعضى مىگويند كه او را زهر خورانيدهاند .
وى پسر بزرگ نداشت و در مدت كم ، قريب پنج كرور مكنت به هم زد . معشوق شاه بود و با اتابيك كمال عداوت را داشت و در امور به او تنه مىزد . پس از مرگش به حكم دولت خانهء او را مهر كردند و بهانه دارند كه دولت بايد به محاسبات او رسيدگى نمايد .
وزير افخم در عراق كارى از پيش نبرد و از خوف مردم به شهر وارد نشد و خيال دارد به عتبات عاليات برود .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 665
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٦٦٥