حاكم را بكشند . فرار كرد . در اول ، شاه از او همراهى كرد و سيصد نفر سوار از تهران به كمك او فرستاد . مردم مشهد اعتنا نكردند . اغتشاش بزرگتر شد . گفتند ما حاكم را نمىخواهيم . ناچار شاه او را معزول كرد . مردم باز دست نكشيدند . قبر پدر نير الدوله را كه در آنجا بود درآورده آتش زدند .
در عشر دوم صفر ، حكومت خراسان را به شاهزاده ركن الدوله « 1 » پسر مرحوم ركن الدوله حكمران خراسان دادند . مردم چون از پدرش راضى بودند آرام گرفتند .
در عشر دوم صفر ، حكومت سبزوار را ، كه با حاجى صدر الدولهء اصفهانى بود و دو ، سه ماه بود كه رفته بود ، گرفته ضميمهء حكومت خراسان شد و به ركن الدوله دادند .
در ماه صفر ، اغتشاش بزرگ در تهران شده . يعنى قريب سى نفر از اجزاى مخصوص شاه بر ضد اتابك برخاستند و شاه را با خود متحد ساخته مناصب را پيش خود تقسيم نمودند . ازجمله گفتند صدارت از براى وزير دربار « 2 » باشد . وزارت جنگ از براى وزير افخم و هكذا . نزديك بود كه اتابيك و دوستان او معزول بشوند .
در اواخر عشر سوم صفر كه قرار بود فردا اتابيك را معزول نمايد ، مشير السلطنه وزير خزانه كه از هواخواهان اتابيك است ، خدمت شاه مىرود و قرآن مجيد را در مىآورد و قسم مىخورد كه من از دوستان اتابيك نيستم و از او رضايت ندارم . اما به اين قرآن مجيد كه اگر اتابيك را معزول نمايى ، هم سلطنت ايران ، هم دولت قاجار از ميان مىرود . شاه ، چون خيلى خوشباور است ، قبول مىنمايد و از عزل اتابيك منصرف مىشود . مايهء اين اغتشاش بيشتر اقبال الدوله غفارى كاشانى « 3 » كه اعدا عدو اتابيك هستند و از مردمان باتدبير و محيل اين مملكت هستند مىباشد .
در عشر سوم ، مشهد دوباره اغتشاش مىشود و مردم بلواى عام كرده حاجب التوليه
هامش
( 1 ) . علينقى ميرزا پسر محمد تقى ميرزا ركن الدوله برادر ناصر الدين شاه كه مدتها حاكم خراسان بود .
( 2 ) . محمود خان حكيم الملك بروجردى پسر ميرزا علينقى حكيمباشى اصفهانى از شاگردان دكتر تولوزان طبيب مخصوص ناصر الدين شاه كه در سال 1303 جزو اطباى مظفر الدين شاه درآمد و بر اثر تقرب روزافزون ، رقيب سياسى ميرزا على اصغر خان امين السلطان شد .
( 3 ) . ميرزا مهدى خان كوچكترين پسر فرخ خان امين الدوله كه فرخ خان نام پدر خويش بر او نهاده بود .