تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
اين روى اين حكومات را از آذربايجان مجزا كرد و محمد صادق خان امير توپخانهء قجر را به حكومت آنجا فرستاد . بعد از چند روز معزول شد . در ماه ربيع الثانى ، اغلبى از ولايات ايران اغتشاش كامل است و هرج‌ومرج مىباشد و دولت از تسكين آنها عاجز است . در ربيع الاول ، مردم آذربايجان بلوا كردند و گفتند بايد ارمنى و فرنگى در تبريز نباشد و رئيس گمرك و پست هم بايد خارج مذهب نباشد . دكان يك نفر ارمنى كنياك فروش را غارت نمودند و علما با رجالهء تبريز همراهى دارند . گفتند چند نفر ارمنى را كشتند . قونسول روس ترس كرد و به دولت خود تلگراف زد . ازاين‌روى قزاق براى حفظ تبعهء خود به تبريز خواست . شاه تقصير را از علماى آن‌جا دانست . دو ، سه نفر از علماى محترم را به تهران خواست . شهر آرام شد . آقا نجفى كه حجة الاسلام اصفهان است « 1 » و صاحب ده كرور مال مىباشد و نفوذ كلمه‌اش در تمام ايران مىباشد ، در ربيع الثانى حكم داد كه بابيه كه در اصفهان هستند ، آنها را بكشند يا از شهر خارج شوند . بابيه به قونسولخانهء روس پناه بردند . قونسول با آنها همراهى كرده و آنها را پناه داد . مردم شهر يكباره دور خانهء قونسول روس را فروگرفتند . قونسول بترسيد . پيغام به آقا نجفى داد كه به دادم برس . او سوار شده نزديك قونسولخانه آمده با آنها گفت : اى مردم هركس مرا دوست دارد از اين‌جا بايد برود . مردم متفرق شدند . فردا حكم داد كه بابيه را بكشند . جمعى را بكشتند و مابقى فرار كردند . آن‌گاه آقا نجفى به تمام علماى ولايات ايران نوشت كه بابيه را بايد كشت . در بعضى از بلاد كه علما را پيشرفت بود ، از بابيه بكشتند و مابقى فرار كردند « 2 » و نيز به علماى تهران نوشت . علماى تهران چون مردمى رشوه‌خوار هستند از دولت ملاحظه كرده و شاه و اتابيك نيز به آنها وعدهء نقدينه دادند ، ازاين‌روى اقدام به عمل ننمودند و حكومت تهران هم در حفظ شهر كمال محافظت را نمود و شب‌ها از اهل نظام براى گردش مأمور كرد و اسمش
هامش
( 1 ) . آقا نجفى شيخ محمد تقى اصفهانى از علماى اماميه متولد در 1262 ، متوفى در 1334 هجرى قمرى ( مكارم الآثار ج 5 ص 1662 تا 1667 ) . ( 2 ) . در خصوص اين موج بابىكشى كه در اصفهان و يزد و اردكان روى داد رجوع شود به كواكب الدريه ( ج 2 ) .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 664 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى