تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

براى گذراندن قانون اساسى از تبريز مهلت خواستند

از تهران بناى مخابره شده وكلاء اصرار بلكه ضراعت و التجا كردند كه قانون تمام نشده و بايد اشكالات آن رفع بشود و از جانب علماء ممانعت شديده هست و در فكر تطبيق آن با احكام شريعت هستند ، هرچه از اين مقوله صحبتها كردند بخرج احدى نرفت ، تا اينكه بالاخره از تهران مهلت خواستند آقايان به القاآت مركز و هم‌رأيان آن تمكين به مهلت نكرده بالاخره ده روز مهلت دادند من هم اتفاقا در مجلس بودم ، عنوان كردم كه از قانون اساسى مقصود مطالب كليه از قبيل تحديد حدود سلطنت و حكام و داخله و خارجهء و امثال آن است ، و اين مطلب به اين زودى تمام نمىشود وقت و دقت و اجتماع آراء لازم است . آنچه به درد شماها مىخورد نظامنامه بلدى و امثال آن است و الا مطلق قانون اساسى آن هم به اين عجله امكان ندارد و صبر لازم است ، در جواب من جمعى عوام الناس را وادار كردند كه صداى « اولماز 57 » بلند شد و منهم ساكت شدم . بالاخره كه آقايان به ده روز مهلت دادن راضى شدند ، گفتم : در اين ده روز اگر ندادند يا ممكن نشد چه خواهيد كرد ؟ مشهدى حاجىآقا نامى گفت : جمهورى مىشويم . . . ديگر جواب ندادم . عوام الناس از هيجانى كه داشتند ، آوردند حياط تلگرافخانه را چادر زدند و حياط نير السلطان را كه در همسايه تلگرافخانه است از برادرش اذن گرفته ديوار باز نمودند .

انقلاب تبريز در تزايد است

بعد از آن به تلگرافخانه كمتر تردد كردم و جز موقعى كه با عدم حضور هتك حرمت