تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
گفتند حاجى ميرزا محسن آقا را برمىگردانيم اما حرف مجتهد را نزنيد ، منهم عجالتا قول دادم ، فردا پشت سر حاج ميرزا محسن آقا رفتند ، دهم ماه حوالى عصر از سردرود حركت به تبريز كرد ، مردم باستقبال رفتند ، در حوالى باغ حسين خان حاجى سيد احمد خسروشاهى كه از شهر بيرون ميرفت مصادف شد مانع از مراجعت گرديد ، بسردرود مراجعت داد ، اين خبر كه به من رسيد فورا مصمم حركت شدم و شبانه عزم حركت كردم و اول عزم كردم كه همان‌شب بروم به « فتح‌آباد » درثانى براى تسويه بعضى كارها در خانه مانده و شهرت دادند كه رفته است ، روز 11 ماه درشكه كرايه كردم و مردم همچو ميدانستند كه رفته‌ام ، شب 12 شش ساعت از شب رفته جريده با سه نوكر حركت كردم ، اوايل روز به « شبلى » رسيدم مشكوات 48 الممالك آمد مرا برد به « ارشتناب » شب 13 ماه آنجا ماندم چند نفر از خودمانيها و نوابها آنجا آمدند و مانع شدند ، قبول نكردم روز 13 به سمت « حاج‌آقا » حركت كردم در راه فدائيان مانع شدند تشدد كرده قبول نكردم و رفتم « حاجىآقا » آنجا نهارى خورده رفتم « كجين » روز خيلى سرد بود شب هم سرد كرد ، صبح در شرف حركت بودم كه معين الاسلام و بيوك آقا رسيدند و مانع شدند ، مجملا بهرشكل بود با كمال دل‌تنگى مراجعت كردم ، شب 15 در شبلى مانده روز 15 مراجعت به شهر كردم ، براى عصر خبر دادند ولى قبل از ظهر وارد شدم و استقبال كرده بودند . قبل از حركت ميرزا داود 49 آقا خبر حركت مرا بعنوان اينكه مجتهد حركت كرد و من هم تبعيت نمودم باخوان بعتبات خبر داد تا سدّ پاره خيالات فاسده بشود بعد از مراجعت باز خبر داد كه مراجعت كرد . در اين بين حاجى ميرزا محسن آقا و برادرانش مراجعت كرده بودند و پارهء شروط قرار داده بودند كه در روزنامه نوشتند و اسباب انضجار خاطرها شد و قطع مراوده كرده با مردم تردد نداشتند . من هم به انجمن و غيره تردد نكردم و ترك مداخله بر امورات مردم نمودم ، چنانچه از ماه صفر ترك كرده بودم ، از اين به بعد را مجددا ترك نمودم ، در خصوص مراجعت
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 50 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى