تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
ايران دو جنبه دارد يكى جنبهء سلطنت اسلاميت و مذهب ، ديگرى جنبه تاجدارى ملك كيان ، اولى به لحاظ روحانيت و داخل معنوياتست . دويمى بملاحظه جسمانيت و داخل ماديات و فعلا اين هردو عنوان در يك هيكل جمع است كه آن را سلطنت اسلام و ايران نامند . در عنوان اولى كافه مسلمين عموما و شيعه‌مذهب خصوصا متحد الرأى و متفق - الفكر و در اين مسئله فرقى ميان مسلمين ايران و ساير ممالك روى زمين نيست و بعبارت اخرى سيصد ميليان مسلم همه طالب تشييد سلطنت اسلام و اجراء احكام آنست
( دل هرذره را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى )
و همه اين ملت واحده كه تابع يك قبله و افراد يك قبيله هستند ( الا آنكه يا غافل است يا متجاهل ) در اين امر اتفاق و اتحاد دارند و اختلاف مذهب و كثرت فرق مسلمين در اين مسئله سرموئى اسباب اختلاف نمىتواند بشود ، و آنگونه اختلافات هرچه باشد نزاع خصوصى است و مانع از اتحاد حقيقى مركزى نيست و نبايد بشود . پيغمبر واجب التكريم ( ص ) مىفرمايد ( المومنون اخوه تتكافى دمائهم و هم يد على من سواهم ) يعنى تمامى مؤمنين باهم برادرند و در خون برابر يعنى قيمت خون همه يكى است و در قاتل و مقتول از هرطبقه باشند ولو يكى پادشاه باشد و ديگرى گدا حكم قصاص على السويه است و تمام مومنين دست همديگرند در دفع دشمنان خود ، و در اين عنوان تعدد سلاطين مضرتى ندارد و منافى اين مسلك نيست ، در صورتى كه در حفظ مركز حقيقى كه حفظ نوع اسلاميت است اتحاد پولتيك داشته و چنانچه پيغمبر فرموده در دفع ضرر و جلب منفعت متحد و متفق باشند . بلى اسلام بلكه اهالى تمام روى زمين وقتى در زير بيرق سلطان واحد جمع خواهد شد و جز يك تن در بسيط زمين سلطنت نخواهد كرد و جز يك قانون معمول و مجرى نخواهد شد و شرع و عقل اين نويد را داده و روزگار ضامن همچو روزى است ، ولى عجالتا تا آن‌روز نيامده تكليف فعلى كافه مسلمين و همه سلاطين آن همين است كه گفتيم اگرچه هرمملكت سلطانى و هر سلطان مشرب خاصى داشته باشد تا وقت موعود برسد و سلطان معهود ظاهر شود .