تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
معنى مشروطه را در رساله اولى و در همين عريضه لالان گفته‌ايم حاجتى بتكرار نيست ولى مستبدان مشروطه را موافق صرفه خود معنى كردند و آزادى را كه ملت ميخواهد اسمش را لا مذهبى و خروج از قيد شريعت گذاشتند و انكار دين شمردند ، آنچه همه ملل ميخواهد آزادى از فشار استبداد است و عرصه جنگ در اين مقام است . دين جدا است دولت جدا است ، هرصاحب مذهب احكام مذهب خود را قبول كرده و آن توشه آخرت اوست . سبحان اللّه ! اينهمه هيجان عالم و عامى كه بساط سبزه لگدكوب شد بپاى نشاط ، براى خروج از دين است ؟ بلى غيرمتدين در اين ميدان جولان خواهد كرد ، مانند عهود سالفه تك‌وپوى خواهد نمود اما للحق دوله و للباطل جوله « * » و اگر مراد از آزادى همان باشد كه مستبدان ميگويند ملت حق دارد بگويد كه مروج اين مسلك نيز شمائيد كه فتح باب منكرات را كرده نشر فضايح كرديد ( نه در انديشه فردا و نه در حسرت دوش ) ثمرهء عشرتهاى نامشروع و ظلمهاى ناگوار و هتاكى حرمات الهيه را از درخت آزادى كه در باغ استبداد كاشته بوديد چيديد و ثروت ملت را به زور عدم مسئوليت جمع كرده صرف مخارج فرنگستان و ترويج مذهب مزدكيان كه اباحه خروج و اموال است نموديد . اين آزادى همانست كه خالق منان بر بنى اسرائيل عطا فرمود و ايشان را از استبداد فرعون آزادى بخشود و در حق فرعون ميفرمايند
( إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ ، إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ )
ميفرمايند فرعون برترى جست بر مردم در روى زمين و اهل آن را فرقه‌فرقه كرد و ضعيف شمرد طايفه از آنها را پسرانشانرا مىكشت و زنانشانرا زنده ميگذاشت ( براى كنيزى و خدمتكارى ) و فرعون از مفسدين بود . و آزادىطلبان همانند ، كه خداوند در حق آنها ميفرمايد
( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ )
ميفرمايد خانه آخرت ( يعنى بهشت جاويدان ) را قرار ميدهيم براى اشخاصى كه نميخواهند زبردستى
هامش
( * ) بمعنى عنكبوت و كارهاى او