مجلس شوراى ، باز مشروطه نيست ؛ چرا كه حاكم و طرف مشورت و اعضاء همه از جانب دولت است و ملت را دخالتى نيست وآنگهى رأى شاهانه مقدم بر رأى تمامى اهل مشورت است :
مثلا سلطنت خونريزانه چنگيزيه با وجود قانون كه ( ياساى چنگيزيش ) ميناميدند و با وجود مجلس مشورت كه ( قورولتايش ) مىگفتند باز دولت مستبده بود . بعد از عرض اين مقدمات معروض ميداريم مهاجمات مادى و معنوى و پولتيكى دول خارجه بر ممالك اسلام و عالم اسلاميت محسوس و در خطر عظيم بودن بيضه اسلام بر هر ذى حس بىاقامه برهان واضح و آشكار و وجوب حفظ اسلام از ضروريات دين است و فعلا تبديل سلطنت بسلطنت مشروعه صحيحه ممتنع و رفع اين خطرات مقدور نيست ، مگر با قوه اجتماعيه تمامى قواى علميه و عمليه و ماديه و معنويه مسلمين كه ( مركز آنقوه را سلطنت نامند ) و اعمال رويه و تدبير در علاج كار و تعاطى افكار .
و اين اجتماع و مبادله آراء اثرى نبخشد مگر با دفع خودرأيى و استبداد قوه مركزيه كه مركز قوه فاعله و مجريه است ، و منع آن از افعال ما يشاء و الحاكم لما يريد بودن .
و بنابراين مقدمات بود كه حضرات عاليات ملت را بر سلطنت ناظر قرار دادند و مركز را تحت نظارت و مراقبت گذاشتن را تا با اين واسطه آنچه ملت به حكم الجاء ضرورت مجبره مىدهد ، لااقل صرف اباطيل نشود و در تعمير ملك و آبادى مملكت سعى و صرف شود ، و امنيت بر رعيت حاصل شده هرطبقه بتواند با فراغت خاطر از حكم استبداد ، پى شغل مخصوص از كسب و تحصيل معاش و اختراع اسباب تسهيل امور معاشيه برود ، تجويز بلكه حكم بر وجوب آن فرمودند و ما مشروطهطلبان نيز به حكم انقيادى كه بر آن بزرگواران داريم مطاوعت كرديم اين است خلاصه عقايد مشروطه طلبان كه در اين رساله معروض داشتيم ( بسكه گفتم زبان من فرسود ) ملت چه ميخواهد دولت چه مىگويد ؟ چاره چيست ؟ عاقبت كار چيست ؟
فصل اول ملت چه ميخواهد ؟ ملت دو چيز مىخواهد ، يكى حفظ سلطنت و شوكت اسلام و مذهب جعفرى و ديگرى بقاء ملك ايران بر ايرانيان . يعنى سلطنت
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٣٣