تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
خصم داخلى و خارجى هردو از نيرنگ‌بازى و ضعيف كردن ملت غفلت نمايند و الا مادام كه هردو بيدار است ، صاحب حق وقتى بيدار شود كه سر او را در رختخوابش بريده‌اند . ( بلى ) در اول امر اگر اندك درجه تمكين ميشدى و عقلا رشته را كه بدست عوام افتاده بود بدست بگرفتى و از صدمات و حملات جهان روگردان نشدى كار به اين پايه نرسيدى ولى افسوس كه از يكطرف جانهاى بلب رسيده و دلهاى كباب‌شده و ستم‌كشيده وقتى كه نداى مشروطيت شنيدند و مناديان نوشدارو بميان افتاده صلاى عدالت دادند ، مانند تشنه‌ايكه به آب زلال رسد خود را روى اين سرچشمه حيات انداخت و از ازدحام مردم غوغا برخاست و چشمه پاك پر از خس و خاشاك و گل‌ولاى گرديد و پاره اشخاص كه هميشه پاپى دخل و تابع قوت بوده‌اند و يا اغراض فاسده داشتند خود را داخل جماعت مشروطه‌طلبان كردند و جمعى از اعوان و انصار استبداد نيز تبديل لباس كرده دامن‌زن آتش فساد شدند ، چنانچه غالب اعضاء دار الشورى طالب شاه بودند تا سرچشمه حيات گل‌آلود شد و مشروطه متهم و مشروطه‌طلب حقيقى متنفر گرديد و معلوم است كه درختى را با همچو آبى آبيارى نمايند و استبدادش تلقيح كنند و تبديل لباس‌دهندگان باغبانيش نمايند ثمرى جز هرج‌مرج نخواهد داد ، و بعضى را گمان اين است كه مشروطه اگر حسنى داشته باشد راجع بر سلطنت است و حسن قبحش راجع براساس شريعت نيست تا آن را مقدمه حفظ شريعت نمائيم و در هربلدى ميتوان حفظ دين كرد ، چنانچه در قفقازيه و هند و غيره وطن‌پرستى كه در السنه و افواه بعضى هست در حقيقت نوعى از جمادپرستى و خارج از اسلام‌پرستى است مشروطه جواب اين توهم را نمىدهد و حواله بر انتقال سامع مىنمايد ولى از ذكر جواب مختصر ناچار است و مىگويد . 1 - وطن تنها خاك و آب نيست بلكه وطن مسلمين خاك ايرانست و شايد در قرآن حضرت ختمىمرتبت ( ص ) كه ميفرمايند ( جعلت لى الارض مسجدا و طهورا ) اشارتى به اين معنى بوده باشد و هيبت جامعه مركبه از اين مملكت و لسان و شرف وطن خاص و غيره نوع مخصوصى است از وطن .