سيل عظيم را جز در پناه مشروطه ميتوان كرد ؟ آيا لازم نيست كه در حفظ شرف مذهبى ايران كه نتيجه زحمات علماء ربانى و پادشاهان صاحب قدرت است سعى نمائيم و سلطنت شيعه را كه به زور بازوى صفويه در ايران استقرار يافته مصون داريم ، همه ميدانند حتى بديهى كافه ارباب تميز است كه قوت هرامرى موقوف بر قوت حاميان آن امر است وقتى كه صاحبان مذهبى خار و زبون شدند مذهب نيز رو بتزلزل بگذارد و در حكم مذاهب مية شود .
فصل - اعتراضى كه بر مشروطه مىنمايند ظهور فساد و احراق دماء و سلب اموال و حركات وحشيانه عوام و شيوع اقاويل باطله فاسده است كه از توهم آزادى مطلقه ظاهر شد اينهمه مفاسد را از لوازم و يا نتايج مشروطه مىشمارند در صورتى كه مشروطه مىگويد كه نسبت اين شنايع بر لوازم مشروطيت ظلمبين است بلى اين مطلب را نتوان انكار كرد كه پاره مفاسد بعد از ظهور مشروطه شايع شده ولى باعث آن جهالت ملت و عدم مداخله عقلاء و دانايان است و در غالب مواد اثر استبداد و از تصادم دو قوه مشروطه و استبداد شد و هست ؛ زيرا مشروطه استبداد را اخراج مىنمايد و استبداد دل رفتن ندارد و همين باعث هيجان مىشود ، به همين نحو است اثر دوا در مزاج مريض كه طبيعت با مرض مكاوحت كند و مرض مقاومت نمايد و دوا خواهد اثر خود را ظاهر سازد و انقلاب كلى در مزاج ظاهر شود و وقت بحران مريض برسد و جاهل چنان پندارد كه دوا ضرر كرده و شايد پرستار جاهل نيز از دلسوزى خبط كند و دست و پاى خود را گم نمايد و حال مريض منقلب شود . خود مشروطه ميگويد كه فعلا ابتداء كار و ايام انقلاب و تصادم و تزاحم دو قوه متكافهء مشروطه و استبداد است و مسلم است كه رفع باطلى نخواهد شد مگر با صدمات و زحمات و هيچوقت خصم قوى برضاء خاطر تمكين از حق نخواهد كرد و هميشه راه ترقى را خواهد بست كه مبادا بهمن تاجدار شده خون اسفنديار را به جوش آرد و كار را بطبيعت گذاشتن و بجريان احوال تابع شدن خلاف رأى خردمندانست و وقتى تا يكدرجه تصديق توان كرد كه
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤٢٦