ناصر الدين شاه مرحوم شد جاخالى مملكت قريب يك كرور و نيم بود و قرضى كه بخارجه داشتند قرض صدمه رژى و مختصريات ديگر بود ، پس از آن گنج شايگان دولت كه ذخيره چند قرن بود برايگان فروخته شد و مداخل چند كرور افزود و جاخالى بودجه مملكت بشش كرور رسيد و علاوه قرضى فوق الطاقه نيز بذمت ملت فرود آمد كه كمر ملت را شكست و اگر سد باب و علاج آن مفاسد نشدى روزبروز كسر بودجه بدرجه قصوى و قرض بر خارجه بر مرتبه عليا رفته بود . حال تمامى مسلمين خاك اسلام عموما و سكنه ايران خصوصا دست مسئلت از آستين مسكنت برآورده عرض مىنمايند كه اى روساى مذهب و حافظان شريعت حضرات خير الانام و نواب امام عليه السلام هجوم و حوادث مهلكه محسوس و ابتلاء بمخاطرات عظيمه قطعى الحصول و سياسيون فرنگ مدت سلطنت اسلاميه را دويست سال تخمين مىكنند و اين خود پولتيكى است كه منظور داشته ، قوت قلبى بر خود و القاء ضعفى بر مسلمين مىنمايند چاره ما چيست ؟ آيا باز صبر و تحمل است بر استبداد و چنانچه سلف كردند و مقدار كلى از خاك اسلام و جانب عظيمى از قوه ايران رفت و پامال سيل حوادث و استبداد شد ، ما نيز تأمل نمائيم كه بعد از اندكزمانى كه اين حشاشه در دست مانده تمام شود و شوكت اسلام در آغوش ما تسليم روح نمايد ، و خاك ما مانند خاك اسپانيا و قفقاز و غيره بشود كه حال اسلام و مسلمين در آنجاها معلوم است و تأمل نمائيم كه اعقاب ما اسمشان از جريده اسماء مسلمين محو شده مبدل به آلبرين بن آلفونس بن كريكور بن محمد بشود ؟ چنانچه در اندليس و غيره شده يا بايد دامن همت بكمر زده با جان بكوشيم تا دامن مقصود به كف آريم و يك حركت غيورانه و جنبش عالمانه و عاقلانه كرده مسلمين را از ذل اسارت برهانيم .
آن قمريم كه طاقت بالم نمانده است * چشم اميد مانده بدان سرو سركشم
هان نميگوئيم كه جهاد جسمانى نمائيم ، بلكه جهاد شرفى روحانى بنمائيم و جهاد اكبر كنيم تا بتوانيم در آئينه حفظ استقلال خود را بنمائيم و ناموس مذهبى و ملى خود را محافظت كنيم آيا چاره آن جز مشروطه شدن دولت امرى ديگر هست ؟ و سد اين