گمركچيان بلجيكى مىكشيم هزار مرتبه بالاتر خواهد شد و مفاسد آن بديهى است و اگر دولت مشروطه نشدى و ملت بهيجان نيامدى آيا تلخى استقراض قديم از مذاق ملت نرفته دوباره عقد استقراض جديد كرده نميدانم كدام مدخول را بگرو آن نگذاشتندى و آرزوى سفر فرنگ را كه مدتهاست در خاطر بود بجا نياوردندى و خون تازه از ملت گرفته به همان مسيل كه وجوه استقراضى سابق رفته نميرفتى - آن هيجان عمومى ايامى كه تنباكو را رژى كرده بودند چه بود و براى چه بود ؟ آن پافشارى حجج الاسلام و علماى اعلام و ايستادگى ملت در حفظ حقوق دينى و ملكى منشأش چه بود و كه بود . ندانم آن قيام و اقدام در وقت استقراض شوم كه وخامت عاقبتش هزار برابر رژى است كجا رفت و چه شد ، اگر رژى به علت بيع اجبارى بودن ممنوع با معايب عديده ملكى و تجارتى كه علماء بر معايب و مفاسد شرعيه و پولتيكهاى آن ملتفت شده جدا بمقام مخالفت و عدم مطاوعت دولت برآمدند ، آوخ و افسوس كه در استقراض بى جا و مسافرتهاى نابهنگام و خرجهاى لااباليانه گزاف و گرو گذاشتن گمركات كه معايب و مفاسد شرعيه و ملكيه و پولتيكهاش هزارانهزار از رژى تنباكو بيشتر است سكوت شد
( آنان كه به صد زبان سخن مىگفتند * آيا چه شنيدند كه خاموش شدند )
اگر در رژى مخالفت آيه شريفه
( لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ )
بود اين استقراض شوم و گرو گذاشتن ميشوم مستلزم تسلط كفار بر مسلمين و مخالف آيه شريفه
( لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا )
و مستوجب مزيد كردن گمرك از حدى دو بر اضعاف بود و شد اگر كسى متعرض جواب نشود ما گوئيم چون رژى امرى بود عمومى و مبتلا به عامه و در داخله مملكت اشخاص هشيار و مستعد و نافذ القول از هرطبقه خاصه و عامه بود و مردم ضرر بالفعل و الحس رژى را مىديدند لذا بدستيارى عوام و پشتبندى خواص هيجان عام شد . ( موجى بجنبش آمد برخاست كوهكوه ) بر خلاف استقراض و گرو گذاشتن گمركات كه در صورت ظاهر و بالفعل ضررى بر عوام نداشت و عقلا مثل سابق نفوذ كلمه نداشتند و وزراء كوتهبين و نفسپرست و خائن و جاهطلب بودند لهذا از كشته و مردهء خواص و عوام آواز برنيامد