تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و تعديات غير محصوره داخله در بيان آن همينقدر كافى است كه قانون حقوق دول وآنگهى شرافت نفس ايرانى است كه مانع از تبديل تبعيت شده و الا كار بر رعيت ايران چنان تنگ بود كه شب و روز در فكر آزادى خود از دست ظلام ايران بود بهر ترتيب و وسيله درصدد بودند كه خود را در آذربايجان و رشت و خراسان به دولت روس و در فارس و كرمان بدولت انگليس ببندند و مىبستند چنانچه بالعيان ديديم كه هركس اندك مناسبتى با تبعه خارجه داشت تا چه درجه از تعديات خارجه آزاد و تا چه پايه صاحب تحكمات بود و اغلب مردم درصدد تحصيل اين مناسبت بودند و با همسايگى طباخ فلان تبعهء خارجه افتخار داشتند - آيا وضع تعديات مأمورين خارجه خودمان در داخله ايران يا خارجه مانند تفليس و بادكوبه و اسلامبول و شام و جده بر احدى مخفى است ؟ كدام حاجى است كه اين داغ سياه را ندارد ؟ آيا چندين تاجر معتبر از خانواده‌هاى نجيب از تعدى مأمورين ايران در مصر تبعه دولت انگليس نشده‌اند از تقلبات مأمورين داخله ايران چه حقوق ايرانى خصوصا و عموما بباد فنا رفت و از خيانتهاى كارگذران چه مالها از مسلمانان و چه خاكها و چه حقها كه ضايع و تلف نشد ؟ از جور و تعدى حكام و سلب امنيت از كافه ايرانى و عدم مساوات در حقوق و حدود كه از اولين احكام اسلاميه است ، چه بدبختىها و چه خاكساريها و چه ذلت و وهن‌ها كه رو نداد ، در تسلط و نفوذ خارجه همين مطالب معروضه گويا كافى باشد ولى من باب تذكار عرض مىشود : آيا اين ( مسيونرها ) يعنى مأمورين مذهبى كه به خاك ايران ريخته و در اقطار آن بناى مدارس گذاشته و مشغول نشر مذهب خود هستند در رخنه انداختن بمذهب اسلام كافى نيست و مقدمه تسلط و استيلاى ملل اجنبيه ولو بعد حين نخواهد بود آيا راه تسلط بر مملكت چين را با همين حيله بازنكردند و كشته شدن دو نفر كشيش را بهانه كرده به خاك چين نتاختند ، آيا چند سال قبل نبود كه يكنفر كشيش در عرض راه سلماس و خوى ( هردو از توابع آذربايجانست ) كشته شدند و تابه‌حال ايران در كشمكش صدمه آن است و مردمان بزرگ مانند حاج نظام الدوله و غيره چه صدمه‌ها كه نكشيد و پنجاه
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 421 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى