و محترم مىداريم و عرض ميكنيم :
عقيده مشروطهطلبان لزوم سعى است در حفظ اساس شريعت اسلاميه و ميگويند با اينهمه ظلموجور و خودرائى و عدم مساوات در حقوق مملكتى و با آنهمه تسلط و نفوذ و كثرت و قدرت و علم معاش و علاوه بغض اسلام و طمع در ممالك اسلاميه كه دول خارجه را هست و منكران يا جاهل صرف و يا معاند محض است ، لا بد و بالبداهه رخنههائى كه براساس بيضه اسلام وارد شده و مىشود كار به جائى خواهد كشيد كه اسلام بالمره مضمحل و موجب لعن حضرت ختمىمرتبت و اولاد طاهرين و تمامى آيندگان بر اهل عصر حاضر خواهد شد .
پس غرض اصلى حفظ بيضهء اسلام و اعتلاى كلمه حقه و سعى در محافظت آنست كه معاذ اللّه طورى نشود سلطنت اسلام يا ايران كه مذهبش طريق اثنى عشرى است متزلزل يا نستجير بااللّه منقرض شده قوه جامعه و هيئت اجتماعيهء اسلاميه كه مركز آن سلطنت است از دست برود و مسلمين ذليل و زبون و خار و لگدكوب ملل اجنبيه بشود و علاج آن را در مشروطه شدن دولت و محدود نمودن سلطنت و منع استبداد آن ديدند و به اين لحاظ به تهيه و مقدمات آنكه اس اساسش دار الشورى است مشغول شدند ، مىگويند چون ما عطف نظر بر سوابق ايام مىنمائيم مىبينيم كه وقتى امتداد مملكت اسلام از ديوار چين بود تا جبل الطارق و مملكت اندليس آيا مملكت اندليس و اسپانيا هشتصد سال در تحت تسلط و استيلاء اسلام نبود و قرطبه و غرناطه ام البلاد مملكت نبودند ؟
آيا اجانب متدرجا مستولى بر آن ممالك نشده بعد از صدمات متتاليه و تسلطهاى تدريجى بالاخره بعد از هشتصد سال بالتمام مستولى و اسلامرا بالمره مستأصل نكردند ؟ و مساجد آن دو شهر معظم را كليسا ننمودند و دو كرور كتب از مولفات مسلمين را آتش نزدند كه عقلاى فرنگ خود نيز تأسف آن را مىخوردند و مرتكب آن را نفرين مىنمايند ، آيا پنجهزار مجلد قرآن عظيم الشأن در جزو آن كتب محرقه به آتش عدوان نسوخت آيا فليپ سيم در سنه 1007 قريب دو كرور مسلمانان را از غرناطه و اسپانيا اخراج نكرد ؟ آيا جماعت كثيره از مسلمين از زجر و عذابهائى كه جماعت انگيزيسيون
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤١٩