تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
يك نفر زارع نيز شراكتى كرده اختراعى نموده مقياس عمومى نيست و هم‌چنين حكم طبابت و ساير علوم و ساير امور از نظام و اختراعات محير العقول و غيره كه تماما راجع بر حس تربيت بنى نوع و خدمت بر وجدان است خواه مخترع آن وكالتى از جانب كسى يا مأموريت از جانب وجدان خود داشته باشد . آيا در نواميس الهيه و كتب سماويه ديده و خوانده شده است كه عوام استدعا و ارسال رسول و انزال كتاب كرده باشند ؟ يا اينكه حكمت الهيه مقتضى شده كه رسولى بعث فرمايد و كتابى بر او نازل نمايد و او را بر تربيت بنى نوع خود فرمايد . چنان كه خداوند مجيد ميفرمايد
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ . . . »
آيا حكماء سلف و خلف و فقهاء سابق و لاحق و علماى ماضى و استقبال و صناع گذشته و آينده با صرافت طبع خود اقدام بمقاصد خود كردند يا طبقات ناس مر آنها را بعث و حث نمودند ؟ بلكه ملاحظهء جهالت بنى نوع آنها را واداشت كه قدى علم نمايند و دعوت بر سبيل حق كنند . بيائيم سر مقصود ، بنا با مثال و نظاير مذكوره اگر كسى بگويد كه دايرهء انتخابات بايد محدود باشد ، يعنى طورى شود كه باب تقلب و عمل يدى مسدود شود مستلزم اين نيست كه بگويند : بىرحمانه ميخواهند فوايد مشروطه را بر اشراف تخصيص دهند . من ميگويم رنجبران يا ضعفاء ديگر در حكم صغير هستند بايد اشخاص ديگر كمر همت بسته تقويت از آن‌ها نمايند و رفع ظلم از آنها بكنند ، چنانچه در تمام مراتب ترفيهء حال ضعفا از تعليم و فراهم كردن اسباب استراحت و غيره پاره عالمان و واقفان بر حقوق بشرى بوده كه آن سعيها را كرده‌اند و در همين رشته كه در دست داريم ، آيا عقلا و دانايان و واقفان به رموز امورات داخله و خارجه و مطلعين بر قبح حركات مستبدانه و شآمت سلطنت مستبدانه بودند كه پيش افتاده خواستند اصلاحى در امورات نمايند يا اشخاص تقدم ورزيدند كه يا در عين مظلوميت ملتفت مظلوميت خود نبوده و به مظلوميت خود خو كرده ، مانند مريض مبتلا به مرض مزمن خفى كه جز طبيب حاذق كس ديگر مطلع از مرض او نيست يا طايفه‌اى كه فقط ملتفت به مرض بوده از علاج آن
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 416 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى