عاجز بودند ؟
در اين اندك زمان كه حال فقراء و ضعفاء پستتر از حال سابق شده و مبتلاء به انواع مصائب از قبيل قتل و غارت و اسر و حبس گرديدند آيا وقت آنست كه دانايان و بىغرضان بفكر ضعفا افتاده سعى در اصلاح امورات نمايند ؟ يا اينكه به همان ضعفاء غير مميز تكليف شود كه براى خودتان وكيل يا ولى تعيين نمائيد ، و آيا حق اطفال است كه جمع شده طالب تأسيس مدرسه و پروغرام درسها را بخواهند ؟ يا تكليف بزرگان است كه فكر آنها را بكنند ؟ و فعلا باز سايرين است كه فرياد كرده دولت را بر كمك آنها دعوت مىنمايند و شب و روز در فكر تأمين بلاد و ترقيه عباد هستند .
بالجمله چاره اصلاح امورات را بايد كرد و رفع معايب را نمود ، عبارات و كلمات آتشين يا حرفهاى توخالى يا سحر بيان گفتن علاج كار نيست . .
بناى شريعت طاهره و مساوات و مواسات و عدم تفرقه ما بين فقير و غنى و شريف و دنى است با وجود اين توسعهء علم و امانت را شرط قرار داده و استعداد فطرى احدى را از دستش نگرفته ، بعد از اجتماع شرايط مقرره ساير ملاحظات را متروك داشته و اساس مملكتدارى همين است لاغير ، پس بعقيده من بايد رفتار و گفتار صاحب شريعت طاهره را پيشنهاد كرده و به همان وتيره راه رفت چنان كه تمام عقلاء ممالك رفتهاند ، عقلائى كه ارزش ملتها را بالا مىبرند .
بالجمله يا بايد به تشويش و غصه راضى شده بر اسم وكيل قناعت كرد و يا چاره در اصلاح آن كرد و الا وعظ و نصيحت ابدا چاره نخواهد كرد ، چنانچه تا حال ديدهايم و تجربه كردهايم بدتر خواهد شد . » على
توضيح : رساله لالان ، از شاهكارهاى انديشه ثقة الاسلام شهيد است كه دكتر مهدى مجتهدى آن را در كتاب مشهور خود « رجال آذربايجان در عصر مشروطه » بعنوان عقايد سياسى و اجتماعى و بنيادى شهيد وصف مىكند . . و اين صحيح است ، زيرا بعد از خواندن اين رساله معلوم مىشود كه شهيد سعيد افكار مربوط به مشروطيت و حريت را كاملا
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤١٧