در آخر نوشتهام روس رفتن قشون خود را موكول به آمدن حاكم مىنمايد فرضا اگر تمام قوشونش برود و يك سالدات بماند براى او كافى است .
در اوايل امر ، با دو قنسول روس انگليس شش دفعه ملاقات شد يعنى آنها منزل من آمدند و همه را سخت شنيدند و در بعضى آنها اقبال لشگر و جمعى ديگر بودند ، چهها گفتم همه معلوم است و عند الصباح يحمد القوم السرى و ينجلى عنهم غلالات الكوى . . .
خيلى نوشتم عفو فرمائيد . اين مطلب را بشما مىنويسم كه عين الدوله اگر مشروطه طلب نبود ، حامى ملت بوده با شاه مخلوع بجهاتى كه ميدانيد نهايت ضديت داشت و خيلى مايل اصلاح بود ، چنان كه در اين مدت مأموريت حكمى بجديت نكرد باز ميگويم مشروطهطلب نبود اما بسيار مستهجن است كه او را نظير شجاع الدوله گرفت و او را طرد ، و اين را جلب كرد . على [ متأسفانه چهار صفحه از اين نامه مفقود شده است - م ]
نامه شماره 91 - 27 شوال 1327
به برادرش به نجف مينويسد
خدمت جناب مستطاب شريعتمدار آقاى آقا محمد محلاتى سلام وافر دارم ، و از حفظ الغيبى كه ايشان كردهاند خيلى ممنون شدم خداوند توفيق كرامت فرمايد .
سلام خالصانه مرا خدمتشان برسانيد و عرض بكنيد :
ترك جان و بذل و مال و نام و ننگ * در طريق عشق اول منزل است .
بنده شخصى هستم كه در لباس فقر كار اهل دولت مىكنم . خود را از انقلابات دور كردم و داخل انقلابيون نشدم و در اين عرصات به حمد الله جانى بسلامت بدر بردم و حفظ آبروى خود و ملت و آباء و اجداد خود را كردم . و مانند بعضى اشخاص حكمها نكردم و تمام اتكالم بعد از فضل الهى و توجه ائمه هدا عليهم السلام بر انفاس قدسيه حضرات آيات الله حجج الاسلام اجل الله شأنهم بود و هست و آن تلگرافهاى مفصل كه