تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
نشود ؟ در كدام تاجر اين قدرت بود كه قروض خود را ببانگ روس بدهد و از او قطع علاقه نموده با رعيت انگليس تجارت نمايد ؟ آيا اين‌همه استعداد داخله كه از ايران بروسيه مىرود . اگر دولت روس در ازاء اين حركت آذربايجانى ، او هم مال ايران را منع مىكرد چه مىكرديم ؟ و اگر بهانه طبى درآورده مىگفت : ميكروب فلان مرض مثلا در شيرين‌بار است [ ميوه‌جات - م ] و ممانعت مىكرد يا گرانتين مىداد چنانچه وقتى بفرشها داد و ضايع كرد چه مىكرديم ؟ رشتىها كه پيش قدم بودند و اين اجازه از آنها بود چرا نتوانست بكند ؟ همان‌روز كه صحبت بايقوت « * » در ميان بود ، بانك روس وجه براتى كه مردم بخارجه مىخواستند ، پول امپريال خواست و به قران راضى نشد آيا تمام نبضها ساقط نشد ؟ حقيقتا نهايت بىملاحظه‌گى است كه انسان محض اينكه بيچارهء را متهم نمايد مرتبهء دانش خود را بر مردم بنمايد ، عجب است كه ملتفت بىثباتى خود ابدا نيستيم در اوايل مشروطه در مجالس ختم ، چائى دادن را موقوف كردند و دو سه ماهى رفتار شد در درثانى بالمره فراموش گرديد و چائى مجددا معمول شد ، حتى جناب حاج مهدى آقا كوزه‌كنانى در تعزيه مرحوم حاجى ملا احمد پلو نيز داد . كار ما كار اطفال است كه محض هواوهوس اقدام بكارى مىكند وقتى كه ديگرى منع كرد بدش مىآيد و تكذيبش مىكند و در آخر مىبيند كه حق بجانب كى بوده . . . بارى اينها مطالبى است كه مجملا بشما نوشتم و جزئيات مطالب را سابقا كرارا نوشته‌ام اگر لازم دانيد به مراكز عاليه و پاره اشخاصى كه صلاح دانيد ارائه نمائيد اين مطلب را همه ميدانند و محتاج به مذاكرهء نيست كه دول خارجه با ما هزارگونه مخالفت دارند ، از دينى و پولتيكى و منافعى و رقابت ملكى و توسعهء تجارت و غيره كه دولت انگليس و روس هركدام از سمتى داخل مملكت شده و وزراء نيز هركدام تابع
هامش
( * ) تحريم