تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
خداوند مرا مشروطه‌طلب و اصلاح‌جو قرار داد باز چه كنم كه سعى دارم كه مشروطه بشود ، تا دين اسلام و مذهب جعفرى برقرار شود . نه معاضدت عمومى ميتوانم بكنم نه ترك حمايت از مظلومين و نه ترك مشروطه ، در اين ميان بايد هدف تير مصائب شد و الحكم للّه . . . اما مسئله وكالت كه گويا من اسباب فراهم مىآورده‌ام كه وكيل بشوم حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد « و لقد ضحكنى الدهر بعد ابكائه » سبحان الله هزار سبحان الله ! من بر بكر وكالت راضى نشدم حالا براى بيوه‌اش جان‌بازى مىنمايم ؟ در اول امر شب غره رمضان 1324 در انجمن داد زدم كه من نه وكيل انجمن مىشوم نه وكيل دار الشورى ، با وجود آن از طبقه علماء نمره من از همه بيشتر بود ، باز قبول نكردم . در انجمن جمع شده به زور چماق مرا با حاجى ميرزا حسن مجتهد مجبور مىكردند كه بايد برويم باز قبول نكردم . براى انجمن در عين بحبوحهء قدرت تكليف كردند سرباز زدم . در انتخاب سابق انجمن ، هواخواهان من بشدت انكار كرده و مخصوصا جمعى ننوشتند ، جمعى را مانع شدند ، با وجود اين رأى باسم من نيز بود و قبول نكردم [ صفحه 11 و 12 نامه مفقود است - م ] در همان اوقات دلايل عدم صلاح آن را نوشتم و درثانى به حمد الله تلگراف حضرات حجج الاسلام نيز رسيد كه تصديق نفرموده بودند ، صاحب ورقه فراموش كرده كه اين حرف به حجج الاسلام نيز برمىخورد . حالا نيز مىگويم دولت مستأصل تجار مستهلك و همه مقروض خارجه و غالب تجارت داخل و خارج با روس و احتياج ما از همه گذشته در قند و چائى و نفت بر روسيه معلوم و عدم انقياد مردم بر احكام بىشبهه ، آيا كدام قوه مجريه تجار را مجبور مىتوانست بكند كه با خاك روسيه تجارت نكند و يا كدام آحاد و افراد ملت را مجبور مىتوان كرد كه چايى نخورد و نفط نسوزاند ، . آيا رعيت روس را منع ميتوان كرد مال روس را وارد ايران نكند ، آيا روس قدرت نداشت محض براى كوبيدن ايرانى فقط قند و نفط [ نفت ] را يا بقسمى ارزان وارد بكند كه همه آذوقه ساليانه را بخرد يا چنان منع نمايد كه نشانه‌اى از آن در مملكت پيدا