بعد از اين مقدمات ديگر بايد . . . . . ، دل بر ترقى دولت و ملت گذاشت . شايد در اين موقع پاره معذرتها پيش آرند و پاره امورات ذكر بكنند ، عرض ميكنم كه از گذشته حرف زدن روا نيست و لزومى ندارد و بنده از جانب محكمه عدل و ديوان مظالم حرف نميزنم مقصودم فقط از آينده گفتن است ، در دنيا بهتر از اين وقايع ، امر عبرتانگيز واقع نمىشود كه دولت تمام قواى خود را جمع كرد و به روى تبريز سوق عسكر نمود اما چون مشيته اللّه بر هوان و خذلان ملت تعلق نگرفته بود عاقبت كار آن شد كه همه ديدند و شنيدند . . .
حضرت ايالت بايد در اين چندروزه وارد بشوند و مطلع هستيد كه وجود محترمشان شخصى است عاقل و كامل و مجرب و مهذب و پولتيكدان و حقشناس و مخصوصا خانوادگان قديم را فراموش نكرده و ايشان را منظورنظر خواهد كرد ، وزراء فخام حاليه خاصه حضرت امجد سپهدار اعظم و حضرت امجد سردار اسعد مردمانى هستند صاحب 214 خانواده و عاقل و كارديده و مسلم بدانيد كه وجود محترم جناب مستطاب عالى براى ملت لازمتر است تا وجود ساير اشخاص . . . اگر اين اظهارات بنده را بسمع رضايت بپذيريد ضمانت مىكنم كه در دنيا و آخرت اسباب نجات و فلاح خواهد شد ؛ زيرا كه غرض بنده جز حفظ حقوق بشر و حق دماء بندگان خدا و سعى در ترقى ملت اسلام و كوشش در افزودن شوكت دولت امر ديگر نيست و مشروطه غير از اين امور امر ديگر نمىگويد ، حضرات آيات اللّه حجج الاسلام عتبات عاليات كه اينهمه پافشارى در اين امر كردند بر هرمسلمى لازم است كه تبعيت ايشان را كرده از اوامر و نواهى ايشان تخلف نكنند . . . و خدا گواه است كه مرا در عرض اين مطالب غرضى جز سعى در ترقى دولت اسلام نيست و مخصوصا بواسطه حسن عقيدتى كه بجنابعالى دارم و معتقد بر اين هستم كه از به دو امر درآمد كار نحو مرغوب نشد و الا حضرتعالى كمتر از ساير اولو العزمها نبوده و نيستيد و ديگران هم ميكردند آنچه مسيحا ميكرد !
از جانب حضرت اجل اكرم آقاى نظام الدوله كه در فرنگ هستند پاكتى بنام نامى
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٣١٨