باز بالبداهه تا مملكت امن نشود اقدام نخواهند كرد ، مسئله دور به ميان خواهد افتاد . .
بهرحال اگر مملكت خودش چاره خود را نكند كنترول خواهند كرد ، خواهند كرد .
ما هرچه دستوپا مىزنيم جز فرورفتن كارى نمىكنيم . اين فقره را همه ميدانند كه بعد از مراجعت از باسمنج من باز گوشه گرفته دخيل مذاكرات نبودم و بعضى اشخاص بالخصوص و نيز مخصوصا نمىخواستند من دخيل كار بشوم ، فقط 22 ربيع الآخر تلگرافخانه حاضر شدم از تهران هرچه تكليف كردند كه حاكمى جز مخبر السلطنه قبول نمائيد نكردند و هركس را تكليف كردند رد نمودند . از آنطرف نيز حرف دولت روس را همه ميدانستند كه رفتن قشون خود را موكول بآمدن حاكم مىكرد . مجملا چهار ماه شهر بىحاكم ماند و در عرض اين چهار ماه حريف آنچه مىخواست كرد و نفوذ خود را مزيد نمود . شما را به خدا كسى كه مىگفت يكى را بحكومت قبول بكنيد و لجبازى نكنيد تا بهانه خصم قطع شود ، طرفدار ملت و مملكت است و يا كسى كه تغافل و مسامحه كرد ؟ شجاع الدوله كه تا وسط شهر رانده بود « * » بمصلحتا لازم الرعايه مىشود و امروز ، روز محتاج به او مىشويم و مأمور مىكنيم سر اردبيل و قرهداغ برود ، اما عين الدوله كه هميشه در اجراء اوامر محمد على ميرزا تكاهل ميكرد حال او بدتر از حال شجاع الدوله مىشود [ نكات دقيق تاريخى از اين نامهها روشن مىشود .
م ] و هركس كه گفت او را موقتا بحكومت قبول نمائيد ، شاهسون ، رحيم خان و غيره همه از او حرف مىشنوند ، طرفدار استبداد مىشود ! [ اشاره به خودش است . م ] بلى طرفداران پولتيك انگليس مصلحت نديدند و مردم را اغفال كردند و ديگران را متهم نمودند و خودشان را جنتمكان كردند . [ اشاره به دموكراتها است و رهبر آنها . م ]
بعضى اشخاص و اجزاء او مخصوصا باقتضاى پولتيكى كه داشتند مرا باصطلاح
هامش
( * ) اين تدبير مخبر السلطنه بود كه درست درنيامد