تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مدت متمادى كاشوب در تمام ذرات عالم بود ، داعى عرض حالى نكرده و تصديعى نداده و خود را دخيل امورات محاربه نكرده و تا دست و زبان و قلم يارائى داشت هميشه در اصلاح امور كوشيده و از دولتخواهى و ملت‌پرستى كه هردو را وجود واحد ميدانم كوتاهى نكرده‌ام و شهد اللّه خود را چندين‌دفعه هدف تير مرگ كرده ايامى كه حضرت اقدس و الا شاهزاده عين الدوله در باغ صاحبديوان بودند در بحبوحه جنگ رفته مذاكرات كردم و بالاخره در اين اواخر باسمنج رفته حضورا چه‌ها گفتم و چه ادله و برهان آوردم و با تهران چه مخابرات سخت كردم كه ذكر آنها طولانى است ، مقصود اين است در اينمدت نخواسته‌ام با جنابعالى فتح باب مذاكره كرده چيزى عرض نمايم و تصور هم نميكردم كه افتتاح اين باب خواهد شد . اما مجارى امور داعى را مجبور كرد كه قلمى برداشته بعضى از آن مقالات كه به ديگران عرض كرده‌ام به جنابعالى نيز عرض نمايم . جنابعالى جانشين شخصى هستيد كه سيصد سال است خانواده محترم در عين عزت و كامرانى و نام نيك بسربرده و سرحد دولت را حفظ و حراست كرده هنوز خدمات لايقه مرحوم مغفور اقبال السلطنه 213 مبرور از خاطره‌ها نرفته ، در عرض اين سه سال آنچه شد گذشت ، حالا كه دوره سلطنت تجديد گرديد و روزگار پاى بمرحله ديگر گذاشت و اميدوارى تمام است كه بهمت اولياى دولت و عقلاى ملت پاى بر پله همت بگذارند و ترنج دولت و افتخار را از قبه عرش برين بربايند و براى امثال جنابعالى كه از معارف رجال بزرگ ايران و بقدمت خانواده و خدمت معروف هستيد واجب‌تر است كه در اين موارد از طرفدارى ملت مضايقه نفرموده سعى بليغ در اجراء ترقيات ملت بفرمائيد . داعى جنابعالى را مدتها است بامحامد اوصاف شنيده و از جمله تربيت‌شدگان و مهذبين عصر و واقف بر مواقف مقتضيات حال ميدانم ، هركس در اين ميدان قدمى پيش گذاشت گوى سعادت را او برد و نام نيك را ذخيره كرد .