نامه شماره - 85 اول شعبان 1327
گويا به هيئت علميه نجف نوشته است :
بعد از عنوان آغاز نامه .
اين مطلب را همه مىگويند و گفتهاند و چيز پنهانى نيست ، دول كنكاش « * » كرده بالاخره اذن دادند تا دولت روس سوق عسگر به آذربايجان نمود ، بعد از دخول رفتن خود را به آمدن حاكم و عود امنيت موكول كرد . . حاكم آمد قشون روس آنچه لازم بود كرد ، از تحريك رحيمخان و فرستادن قازاق به قرهداغ و سراب و تعيين آگينت در قصبه تا بهانه حراست او را داشته باشد .
در اين ضمن باغ شمال را مسكن كرد و آنچه لازمه تصرفات بود نمود و مينمايد و از قراريكه مىگويند تا سه ماه منتظر خواهند بود اگر بهانهء آنها قطع نشود مسلما و بالبداهه رحل اقامت « * * » دائمى خواهند داشت مملكت را كنترل خواهند كرد مملكت آرام نمىشود مگر با زور پول و قوهء عسگريه ، در اين مدت هرچه دستوپا ميزنند كه تنخواهى تدارك نمايند فى الحقيقته نمىتوانند ، در طهران جواهرات گرو مىگذارند كسى پول نمىدهد . در همان لايحه سابق الذكر اولين مطلبى كه نوشتهام اين است كه مملكت محتاج پول است و انگليس و روس مطمئن هستند كه از داخله مملكت كارسازى نخواهد شد و لا بد از استقراضى از خارجه خواهند بود در اين صورت
هامش
( * ) بعد از شصت سال كه اسناد وزارتخارجه انگليس بيرون افتاد ، دانسته شد كه چنين بوده است .
( * * ) - بعد از چهار ماه از ورود آنها ، اين پيشبينى را مىكند و راست درمىآيد ، زيرا قشون تزار ده سال ماند و اگر انقلاب اكتبر 1917 پيش نيامده بود ، همچنان مانده بود .