بهانه كرده ، دائما پاپى ملت است و بر تعدياتى كه از جانب مأمورين دولتى بر عام و خاص شده پرداخت ندارند ، دولت رفتن مهمانها را موكول بر ورود حاكمى باقدرت مىنمايد و دولت روس نيز اين حرف را تصديق مينمايد ، و حالا پنجاه روز است كه دولت و ملت در كشمكش تعيين حاكم است ، ملت مخبر السلطنه را خواست دولت قبول نكرد ، بالاخره دولت علاء الدوله را مشخص نمود و هنوز كشمكش باقى است اطراف شرقى تبريز از گرمرود و سراب و اردبيل در نهايت اغتشاش و در سراب و گرمرود متصل مشغول تاختوتاز و چند روز قبل تا هشت فرسخى تبريز تاخته و قريب بيست پارچه ده را چاپيدند و على التقرير سى هزار گوسفند و گاو و غيره بردند . . . در اردبيل جماعت كثيره از تعدى متعديان ، پناه به قونسولخانه روس بردهاند ، و دولت روس على الظاهر اقدامى نكرده اما صد و بيست نفر سالدات بعنوان محافظين قنسولخانه وارد اردبيل نموده رحيم خان دنيا را چاپيد و اموال و دهات خارجه و داخله را بغارت برد تجار كرارا شكايت كردند ، قريب 60 نفر اسير همراه خود برده هرچه تلگراف از تهران مىشود حتى تلگراف مكشوف از شخص سلطنت كردند ابدا اعتنائى نكرده ، جواب انكارى داد كه من قطّاع الطريق نبودم كه مال التجاره ببرم و اسراء هركه بوده روانه شدهاند ( تجار مىگويند 180 لنگه مال التجاره نزد اوست غير آنچه متدرجا برده ) توپ و استعداد كلى همراه دارد و به كسى اعتناء نمىكند و كسى هم حريف او نيست . . . و درباريان عوض اينكه او را از شئونات خود خلع كرده ، مناصب او را به رقبايش بدهند تا سورتش بشكند مىگويند « رحيم خان ياغى است ! ! »
عمده آزوغه شهر تبريز از سراب و گرمرود و هشترود است و اين سه ولايت از ناامنى كه در مركز آن ولايات هست و از ناامنى كه در معابر تا ورود به شهر هست ، در كمال توحش و اضطراب هستند و حال آنكه براى اهالى آنها حال و مالى نمانده ، و همه
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢٩٥