تاريخ مسافرت حقير به باسمنج و مذاكراتى كه با طهران و با حضرت و الا شاهزاده عين الدوله كرده طولانى است و تاريخ جداگانه دارد ، صورت مذاكرات تلگرافى را را چاپ كردهاند و مظنه چند نسخه به عتبات فرستادهاند اعادهء آن مطالب رعونت است .
آنچه فعلا راجعبه سياسات است و در نظر حقيرانه ذكر آنها لازم است اخطار مينمايد :
1 - دولت ، مشروطه را به اختيار خود نداده و معلوم است كه آنچه همسايه بگيرد و بدهد باز در وقت اقتضاء ميتواند پس بگيرد ، بلكه مسلم است كه در اين باب نيرنگى بخرج دولت داده و بعنوانى داخل مملكت شده بعد عنوان ديگر كردند .
[ در جملات بالا واقعترين پيشبينى را كرده است - م ]
2 - تمامى اين اقدامات همسايگان براى اين است كه دولت محتاج به قرض است و استيصال دولت و ملت بر احدى پوشيده نيست و بديهى است كه در اين حالت حاليه و تزلزل مملكت احدى به دولت قرض نخواهد داد ، زيرا كه اطمينانى ندارند و ملت در هيجان است پس قرض را نخواهند داد ، مگر با قبول ملت و اساس قبول ملت تأسيس دار الشوراى است و دادن مشروطه . . .
3 - ملت وقتى كه راضى باستقراض شد مسلما صاحبان پول رهنى خواهند خواست و رهنى كه ملت دارد ماليه و پاره جزئيات ديگر است ، زيرا كه گمركات بزرگ رفته ، در اين صورت صاحبان پول راضى نخواهند شد كه ماليات سرخود بماند . بلكه بالقطع و اليقين مفتش خواهند گذاشت و باصطلاح كنترل خواهند كرد چنان كه در حق گمركات كردهاند ، و باقتضاى اليانس و تقسيم مملكت بدون رضاى صاحبان آن ، آذربايجان در تحت نفوذ دولت روس خواهد ماند .
4 - در حالت حاليه كه قشون روس در تبريز است و تأمين ( امنيت ) ولايات را
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢٩٤